بخش هنر
  • مدیر بخش:

عرفان حسینی نسب

    hoseini_nasab@cheknevis.com    

  • شاخه سینما:

وحید یثربی

محمد حسین محمدی

  • شاخه موسیقی:
     
    امیرحسین غفوری

علیرضا سمنانی

  • شاخه ادبیات:

غلام رضا نشاط

  • سایر همکاران:

نرگس جعفری

پوریا فراهانی 


روزشمار سينما

 

 

 

 


"جايي براي پيرمردها نيست" از نگاه راجر ابرت

آمار بازدید :111
امتیاز :4
مشاهده جزئیات
کد مقاله :787

 

فيلم با صداي صاف و خودماني لي جونز (شريف بل ) آغاز مي شود كه از قاتلي نوجوان مي گويد كه رفيقه چهارده ساله اش را به قتل رسانده و توسط خود بل به صندلي مرگ سپرده شده بود"...روزنامه هاي اون روز به اين پرونده لقب جنايت متعصبانه داده بودن اما خود قاتل به من گفت كه احساساتي در كار نبوده و از وقتي كه يادش مياد نقشه يه قتل تو سرش بوده، مي گفت اگه بذارم بره دوباره يكي ديگه رو مي كشه مي گفت كه قراره بره جهنم يكربع بعدش قرار بود همين طور بشه" اين عبارات كلمه به كلمه يادآور رمان جايي براي پيرمردها نيست نوشته كورمك مك كارتي هستند، البته نه به طور تمام و كمال بلكه به نظر در تغيير مديوم اثر اين كلمات تقويت شده اند. هنگامي كه نسخه اي از فيلم را تهيه كردم بارها و بارها به اين جملات گوش سپردم ، تك گويي لي جونز با حالتي كه او به جملات بخشيده فوق العاده  است و تماميت فيلم را كه در مورد يك شيطان حيرت آور است جا مي اندازد، به طوري كه حيران ميماني آيا چنين مخلوقات بيرحمي وجود خارجي نيز دارند؟
مردي كه آنتون شيگر نام دارد و به مانند بسياري از اسامي مورد استفاده مك كارتي تلفظ آن را درست نمي دانم ،مردي قد بلند، خميده با لبخندي ترسناك كه تگزاس را با كپسولي از هواي فشرده و يك شات گان كله گاوي مي پيمايد.شيگر يكي از رشته هاي كلاف پيچيده طرح فيلم است ديگري شريف بل كه جونز نقش او را بازي مي كند و ديگرنقش اصلي ليه لين مردي بي روزي كه با همسرش در يك تريلر سكني گزيده اند. وي روزي در حين شكار با يك معمله نافرجام مخدر روبرو مي شود ماشين هايي قطار شده و مرداني كه تقريبن جملگي مرده  و حتي از شليك به سگ نيز فروگذار نكرده اند در اين ميان در عقب پيكاپ محموله كامل مواد ليه لين را به ياد جزئي گمشده در معركه مي اندازد كه پول معادل مواد است كه آن را در يك كيف سامسونت در دست يكي از افراد كه خود را زير سايه درختي در آن حوالي كشانده و انجا جان داده مي يابد. طرح فيلم مشتمل بر تقلاي ليه لين براي تصاحب دو ميليون دلار و اقدام شيگر براي ممانعت وي و تلاش شريف براي قطع كردن زنجيره قتل هاي شيگر است او به اين منظور همچنين همسر صاف و ساده ليه لين را ملاقات ميكند. يك جايزه بگير كله شق به نام كارسون ولز كه توسط يك تاجر براي پي گيري پول نقدي  كه درين معامله مفقود شده اجير مي شود و تعدادي كارمند هتل و فروشنده كه براي ملاقات شيگر به قدر كافي بداقبال هستند.
جايي براي پيرمرها نيست به خوبي فيلمهايي است كه اتان و جوئل كوئن پيش ازين ساخته اند،از جمله آنها فارگو را با مولفه هاي يك تريلر و تعقيب و گريز ساختند كه بيش از همه فيلمي در باره بررسي شخصيت و آزموني براي چگونگي تقابل افراد با انسانهايي بيرحم و بي احساس به حساب مي آمد. شيگر شيطان مجسم  و گاهي جذاب است به قول جايزه بگيري كه از وي شناخت قبلي دارد " اون اصول خودش رو داره "
دقت كنيد به صحنه اي ديگر كه از بهترين گفتگو هايي خواهد بود كه امسال خواهيد شنيد، شيگر وارد مغازه اي مجاور پمپ گاز در وسط بيابان مي شود و يك جدال لفظي را با پيرمرد صندوقدار كه به شدت عصبي شده آغاز ميكند مكالمه به وضوح در مورد چگونگي كشتن پيرمرد است شيگر بدون هيچ علتي افكارش را شكل مي دهد بدون هيچ توضيخي از پيرمرد شير يا خط مي پرسد ،توجه كنيد به گفته هايشان ،به طرز گفتارشان ،به اينكه چگونه زندگي پيرمرد پاي قمار مي شود و زمان بندي گفتگو ها، اگر مي خواهيد براي فيلمنامه اي كف مرتب بزنيد اين شما و اين برادران كوئن ، البته به واسطه مك كارتي.
پيدا كردن دو ميليون دلار بسيار آسان تر از حفظ آن به نظر مي رسد و ليه لين تلاش دارد آن را در متل هاي دورافتاده مخفي كند. اين صحنه ها با دقت وافري ساخته شده اند بطوريكه هر دوطرف به ديگري احساس نزديكي مي كنند ليه لين قادر به گريز است و نمي تواند پنهان شود چرا كه شيگر او را همواره مي يابد مي توان گفت مانند اجل معلق رد او را مي گيرد بدون عجله همگام با او چون تعقيبگري در نيمه شب .
فيلم با اشاره به اخلاقيات پسنديده و پليدي هاي تثبيت شده همچنين در باب طبيعت و تقديرگرايي انسان اثر استادانه اين روزگار است، فيلمبرداري راجر ديكنز ،تدوين كوئن ها و موسيقي كارتر بارول به طرز موحشي زيبا در آمده اند. همچون قضاوت مك كارتي همچون اثر ديگرش "آگاهي خون بار" (كه رايدلي اسكات به زودي ساختن فيلمي بر اساس آن را آغاز مي كند) در فيلم نشان ميدهد كه چگونه احساسات رقت بار معمول بشر با بروز در اعمال سنگدلانه اش عدالت را زير پا مي گذارد.
بسياري از صحنه هاي جايي براي پيرمردها نيست به قدري بي نقص ساخته شده اند كه شما فقط مي خواهيد ادامه پيدا كنند و با جذابيتي كه توليد مي كنند شما را به صحنه بعدي مي كشانند. فيلم ديگري كه چنين حسي در من ايجاد كرد فارگو بود آن زمان ساختن چنان فيلمي در نظرم معجزه آمد و اين است معجزه اي ديگر.

نام نویسنده :راجر ابرت
تاریخ ساخت :1386/12/29تاریخ اخرین ویرایش :1387/01/05
امتیاز شما :
ابتدای صفحه
بازگشت به شاخه های این بخش

تعداد :0

نظرات و پیشنهادات



ارسال نظر و پیشنهاد
موضوع :
نظر و پیشنهاد :
(no HTML tag)