پند پیر صومعه !!!
غذای خانه ی ما قبل از این چه دیزی بود
کنار دست ، نگاری ، گلی ، عزیـزی بود
میــان عاشـق و معشـوق پـــی نبــردم راز
که هر چه رفت در آن پرده زیرمیزی بود
غریب-لامپِ خموشی دو شاخه ام زد و گفت
فروغ بود به چشمـی به در پـریــــــــزی بود
مبیـن کنون که چو دیوانگـان بی چیـــــزم
تو که ندیدی اش آخر که او چه چیزی بود
نبود دوره وصلش مـرا کفـاف ولی
کــفم برید ، عجب دلبـر تمیــزی بود
ز دست جبــر به ترک تو ناگــزیرم من
چه می شد ارکه به راه توام گریزی بود
در آن زمان که رقیبان به خواب می رفتند
زمـــان بـزم شب و وقت بـاده ریــزی بود
نهان مطیع1 تو بودم زمن مرنج ای دوست
برای خـــاطر ظـــاهر اگر ستـــــیزی بود
ز پیر صومعــــه پندی طلــب نمودم و گــفــــت
که راز صبر غمش ذکر2“take it easy”بود
شبی به دست خفن کوچه ای به در رفتـــــــــم
که دست هر نفرش قبضه کـُـلت3 و تیزی بود4
نخفته ام که به این چشم قرمزم سوگنــــد
ز دست پشّه ی هجر تو ویزویزی بــــود
دلیل این همه شعــــر عجیب داشفنــــرا5
ز فیض شام گریزی و صبح خیزی بود
مرا به فرش قناعت بس است و خاطر یار
اگر چه گاه وصالی و گاه میــــزی بـــــود
صبا بیار ز ته مانده غذای سحـــر6
برای بنده اگر مانده چیزمیزی بود
به عشق شعر امین7 که سرود و دستت داد
مرا ببخش اگر تحفـــــه پشیــــزی بـــــود
1- در بعضی از نسخ به جامانده از داش فنر به جای واژه مطیع از واژه خفیف استفاده شده است
2- آسان بگیر ، سخت نگیر
3- کلت همان یکی از انواع اسلحه که به صورت کمری می باشد
4- ظاهرا این بیت بعدا به غزل شاعر اضافه شده چون به لحاظ لحن با ما بقی غزل هم خوانی ندارد ، تازه داش فنر گوشه نشین چه کار دارد با کلت و سلاح کمری ؟
5- داش فنر تخلص شاعر است
6- ظاهرا حافظ بیت زیر را از همین بیت داش فنر الهام گرفته است :
"صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می آورد دل شوریده ما را به بو در کار می آورد"
7- به عقیده پرفسور متو (Mato) مستشرق معروف و از شیفتگان گوشه نشینان شرقی و علی الخصوص داش فنر، امین تخلص دیگر شاعر است ، ظاهرا شاعر دوشخصیتی بوده و گاهی تخلصهای او به گفتگو می پردازند و این شاید از شکست های عشقی شاعر نشأت گرفته که دپرسینگ (depressing) شاعر را به اوج رسانده و بیماری او را تشدید نموده است.
"اختصاصی چکنویس"