بخش هنر
  • مدیر بخش:

عرفان حسینی نسب

    hoseini_nasab@cheknevis.com    

  • شاخه سینما:

وحید یثربی

محمد حسین محمدی

  • شاخه موسیقی:
     
    امیرحسین غفوری

علیرضا سمنانی

  • شاخه ادبیات:

غلام رضا نشاط

  • سایر همکاران:

نرگس جعفری

پوریا فراهانی 


روزشمار سينما

 

 

 

 


مخمصه

آمار بازدید :63
امتیاز :5
مشاهده جزئیات
کد مقاله :767

 دلم گرفته است. احساس می کنم که تا سر کوچه هم توان رفتن ندارم. انگار همه ی انرژی های من به یاس گراییده اند. احساس تنهایی، احساسی نیست که فقط من آن را داشته ام. خیلی از نوشته هایی که می خوانم سرشار از بیان این حس عجیب است. غم انگیز است زمانی که احساس کردم و شاید بهتر است بگوییم احساس می کنیم که دیگر تنها نیستیم، به خاطر وجود شخصی در زندگیمان، لحظه های زیبایی که اولین آشنایی ها رخ می دهد و قند توی دل آب می شود. انگاری که همه ی یخ های عالم ذوب شده اند، نه اینکه ما همه ی جهان را با خود قیاس می کنیم، برای همین فکر می کنیم تمام عالم بهار شده است. همه چیز رنگ زیبای آشنایی می گیرد،همه جا بوی خوش زندگی و احساس پاک طراوت می آید، البته همان چند وقت اول آشنایی. اما همین که زندگی طبق روال خود پیش میرود و زمان غلبه ی خودشرا به رخ می کشد. تازه کم کم درک می کنیم که نیروی عجیبی ما را به همان تنهایی فرا می خواند و اگر به ندایش گوش ندهیم این نیروی عجیب به طبیعت فرمان می دهد که به او بفهمان که باید تنها باشی و طبیعت که کار خود را بسیار خوب بلد است دوباره رابطه ای را که بهاری شورانگیز در دل این مسکین بدبخت ایجاد کرده بود به سوی دوری و هجران می کشاند و جالب اینجاست که طبیعت چقدر کار خود را خوب بلد است. وقتی که خوب گذاشت عاشق چهره ای شوی، لبخندی، نگاهی، نوازش، صدایی و... و خوب مطمئن شد که اسیر آن شده ای به ناگاه فریاد می آورد که زندگی نان می خواهد که آن را من به تو می دهم ولی باید به دنبالش بدوی آن هم در میان مردمانی که مثل گرگ هستند و آنها نیز که مثل گرگ هستند از شیره ی من نوشیده اند. تازه این در بهترین شرایط است. گاهی شیفته ی لبخندی یا نگاهی می شوی و هر وقت که به آن نگاه می اندیشی چهره ای عبوس در ذهن توست و مثل سگ پاچه ی شلوار وصله دار ذهن را می گیرد و این چهره ی عبوس با نگاهی پشمالود و طلب کار چهره ی صاحب آن زیبا روست.

 

چه شرم آور است که مردانی (بلا نسبت) در این دیار زنده اند و خوب همه ی لذت ها را می برند و آنها را حق مسلم خود می دانند. هر کوششی می کنند تا شرایطی را فراهم کنند صرفاً برای لذت و لذت هم می برند با سعی و کوشش. اما در عین حال لذت بردن را برای دیگران زشت می دانند و ممنوع. مثلاً حق نداری نگاه چپ به ناموسشکنی...لعنت بر حسادت سیاه...تازه از همه ی این حرفها بگذریم اصلاً بگوییم این ها همه حرف مفت بی خود است و این ها خیال بافی توست و از سر تن لشی.باشد بگذریم و این طور بگوییم که دو نفر که بسیار هم را دوست دارند با هم زندگی را شروع می کنند و احساس سرمستی عجیبی می کنند،پیش خود می گویند که گور پدر همه ی دنیا ما را باش که چه لذتی را می بریم و از چه ظلمت سردی به اسم تنهایی، زیبا رهیدیم.به به... چه زیبا ... طبیعت زیرک خوب می گذارد که دو نفر عشق کنند اما بعد از مدتی نه چندان طولانی آن چنان دو نفر در رشته های عجیب و احمقانه ی عادت تنیده می شوند که آن همه عشق و شور و اشتیاق  به نفرت و اندوه تبدیل می شود و دوباره دو نفر به خمودگی درون و تنهایی می روند و اینجاست که باز برنده  نهایی آن نیروی عجیب است که انسان را به سوی درون سوق داده بود. راستی شرایط دیگری هم هست که فراموش کردم بگویم و آن این است که شاید در این میانه زیرکی پیدا شود و تنهایی را با میل خود برگزیند اما به همین سادگی ها نیست.آن قدر احساس های عجیب حسرت و میل به دیگری انسان را آتش می زند که لحظه ای آرامش درون نیست.آرامش درون ، شور و اشتیاق جنبش و حرکت دائمی، تن ندادن به عادت ها و عادت شکنی ، پایبند نبودن به هر قانونی که مثل خوره همیشه ذهن را می خورد، لذت زیبای با هم بودن و لذت بردن همه ی اینها شاید بتوان گفت خیلی به ندرت در انسان ها هست. سریع عادت می کنیم و برای خودمان قانون می سازیم و توی لجنزار همین قانون ها و عادت دست و پا می زنیم تا روزی که طبیعت جان ما را بگیرد و در خود فرو برد.
 
چاره ای حقیقتاً جز صبر نیست و توسل به نیرویی که همه ی نیروها از اوست، تا شاید گشایشی درگیرد و از این فتنه ی بزرگ جان را به سلامت عبور دهم.

نام نویسنده :- -
تاریخ ساخت :1386/12/14تاریخ اخرین ویرایش :1386/12/15
امتیاز شما :
ابتدای صفحه
بازگشت به شاخه های این بخش

تعداد :1

نظرات و پیشنهادات
... :
خیلی خیلی عالی و پر معنا ست. واقعا دستتون درد نکنه.لطفا این بخش ادامه پیدا کنه.
      تاریخ : 1386 يکشنبه 19 اسفند




ارسال نظر و پیشنهاد
موضوع :
نظر و پیشنهاد :
(no HTML tag)