در مقاله گذشته به نحوي پيدايش موسيقي در ابتدا حضور بشر در روي كره خاكي بررسي گرديد و دريافتيم بشر با درك زيبايي از طبيعت الهام گرفت و با تقليد اشكال و آهنگ هاي طبيعي و انعكاس اين آثار، هنر را كه يكي از عوامل مهم ابراز احساسات و بيان زيبايي است به وجود آورد و آن را به صورتهاي گوناگون منعكس نمود. غم و شادي و عواطف و احساسات انساني مفاهيم واحدي است، اختلاف در طرز بيان و توصيف آن است. حركات موزون ، شعر و موسيقي و هنرهاي تجسمي،با بشر بوجود آمد و انسان از زماني كه پا به عرصه وجود گذاشت و در آغوش طبيعت بدون قيد وبند و به طور آزاد مانند حيوانات، در ظلمت، جهل و ناداني زندگي مي كرد، داراي عواطف و واجد تأثيرات و حالات نفساني مانند بيم و اميد، غم و شادي ، ميل و نفرت و ساير كيفيات دروني و در دوران زندگي نيز پيوسته محكوم عواطف و احساست خود بوده است. بشر از مناظر دلكش طبيعت و كوه و دشت هاي سبز و خرم و رنگهاي گوناگون و بهار فرح انگيز و عطر گلها و الحان مطبوع پرندگان و ديگر حيوانات ودرخشندگي خورشيد و ستارگان و آسمان زيبا و شفاف و امثال اينها لذت مي برد و به حالت انبساط ونشاط در مي آيد و بالعكس از تاريخي و مناظر هراس انگيز و صداهاي وحشتناك و آثار ناگوار جوي وحشت مي كرد و همانطور كه از مناظر زيبا و دل انگيز طبيعت منبسط مي شد و به وجد مي آمد از مظاهر غضب و قهر طبيعت و مصايب گوناگون اندوهناك شده، وحشت مي كرد و پيوسته از آن گريزان بود. در زماني كه بشر توانست لحظه اي را به نام عكس ثبت نمايد هيچگاه فكر نمي كرد كه بتواند تمام مظاهر مهر و دوستي يا قهر و ناملايمات را به صورت عكس هاي كنار هم كه اولين فيلم ها را به وجود آورد بيان نمايد. در آغاز عكس ها كنار هم مي توانستند منظره اي را متصور نمايند ولي به مرور اين صنعت رشد نمود و اولين فيلم هاي صامت بوجود آمدند، با توجه به اينكه صدا حضور نداشت باز هم براي مردم آن زمان مناسب به نظر مي رسيد و در گذر روزگاران كمبود صدا نيز به خواسته هاي انسان معاصر كه علاقمند بود تصاوير به همراه اصوات همگون و مناسب ديده و شنيده شوند، اضافه گرديد، در فيلم هاي اوليه كه صدا نيز بدان اضافه گرديد، به همراه فيلمبرداري هاي اوليه همزمان سازي نواخته مي شد يا صداي هم همه مردم به گوش مي رسيد و به مرور انسان جستجو گر دريافت همان مناظر كه ديده بود و در تجسم خود داشت به صورت فيلم با همراهي صداهاي مختلف تأثير فراوان تري خواهد داشت، در اين جا لازم مي دانيم تعاريفي هر چند مختصر در خصوص علمي با نام موسيقي بيان نمائيم چرا كه اصلي ترين راه ابراز احساسات موسيقي است كه كاملاً با علم رياضي همراه و همگون است و تمام فواصل آن از اعداد و ارقام رياضي بهره مي برد . در اين جا به حالت كلي موسيقي اشاره خواهيم نمود و پس از آن دريافت هاي انسان معاصر ونوع آوري هاي او را در استفاده مناسب موسيقي يدر مادر تلويزيون كه همان سينماست اشاره خواهيم نمود و پس از آن دريافت هاي انسان معاصر و نوع آوري هاي او را در استفاده مناسب موسيقي در مادر تلويزيون كه همان سينماست اشاره خواهيم نمود. به طور حتم اكثر مخاطبان و بزرگان رسانه فراگيري چون تلويزيون، از اين تعاريف بهره مند خواهند گرديد.
چون هر علمي را تعريف و موضوعي است، ابونصر فاراني در احصاء العلوم مي نويسد موسيقي علم شناسايي الحان است و شامل دو علم است: علم موسيقي عملي و علم موسيقي نظري، امروزه نيز موسيقي دو شاخه دارد. موسيقي نظري كه اصول علمي و رياضي موسيقي را شامل است و در حقيقت از شاخه هاي فيزيك صوت محسوب مي شود، و ديگر موسيقي عملي كه فن يا هنري به شمار مي آيد. ابوعلي سينا مي گويد موسيقي علمي است رياضي كه در آن از چگونگي نغمه ها، از نظر ملايمت و تنافر و چگونگي زمانهاي بين نغمه ها بحث مي شود تا معلوم شود كه لحن را چگونه بايد تأليف كرد. علامه قطب الدين محمود شيرازي در كتاب معروف خود دُرة التاج مي نويسد صناعت موسيقي في الجمله عبارت است از صناعتي كه شامل باشد برا الحان و آنچه التيام به آن بود و آنچه الحان بدان كامل شود و آن سه قسم بود، اول صناعت اداء الحان يا به تصويب انساني يا با آلات دوم: صناعت تأليف الحان و اين هر دو قسم عملي بود. سوم: صناعت نظري موسيقي .
در تعريف عام موسيقي هنر بيان احساست به وسيله صداهاست و مهم ترين عوامل تشكيل دهنده موسيقي صدا و وزن هستند. صدا نتيجه و حركت ارتعاشي است كه به وسيله گوش احساس مي شود. صداهائي كه داراي ارتعاشات نامنظم هستند صداهاي غيرموسيقي و آنهائي كه پريود يك هستند و ارتعاشات منظم دارند، صداهاي موسيقي ناميده مي شوند. مي دانيم در بيان مفاهيم تصويري حضور احساس زيبا شناسانه تصوير، كادر بيرون، ريتم و توازن فاقد ارزش هنري است و همراهي تصوير با صدا در اكثر آثار سينمايي و تلويزيوني مشهود است. گاه موسيقي بر اساس حركت و سرعت دوربين و جلوه هاي هنري ساخته مي شود و گاهي ديگر تصاوير بر اساس ريتم و سرعت تصاوير و با توجه به احساس موسيقي تهيه و ضبط مي گردد. بدين ترتيب جايگاه موسيقي و اصوات افكتيو همواره مورد توجه بوده است و بسياري از آثار هنري فيلم ها در انواع مختلفش و آثار تلويزيوني در سراسر جهان به واسطه حضور صداي مناسب در كار جاودانه گشته اند ، نيز موسيقي فيلم خوب، بد، زشت اثر انريكو موريكونه كه بعيد به نظر مي رسد مخاطب امروزي پس از شنيدن موسيقي فيلم مذكور به ياد تصاوير و داستان فيلم خوب، بد ، زشت نيفتد، در اين مقاله تا حدي سعي نموديم مقدمه اي بر شناخت موسيقي داشته باشيم و همين طور توجه به حضور صدا در صنعت فيلم سازي جهان و پس از آن تولد غول رسانه ها با نام تلويزيون كه بدون موسيقي تقريباً مي توان گفت امكان استفاده از آن ميسر نمي شد چرا كه در هزاران كانال صوتي يا راديوئي و تلويزيوني كه ماهواره ها ارسال مي نمايند كمتر ديده شود از موسيقي به عنوان عنصر اصلي استفاده نگردد. در ديگر مقالات سعي خواهيم نمود حضور موسيقي در ايران و به نحوي تاريخچه آن مورد بررسي قرار گيرد و در ادامه ارزيابي مختصري داشته باشيم از روند رشد موسيقي در ايران و داشته ها و نداشته هاي آن اميدواريم از نظرات مخاطبان عزيز بهره مند گرديم.