اشاره به موقعیت قابل ملاحظهای كه ورزش در جوامع كنونی بدست آورده است، امری پیش پا افتاده میباشد. پخش تلویزیونی مسابقات بزرگ بخصوص بازیهای المپیك كه با جلب تماشاچیان بعد جهانی به آن بخشیده و در هر نقطه ای از دنیا قابل مشاهده است(بعلت اینكه در هیچ زمینه دیگری مشابه آن یافت نمیشود) نشانگر بعد اجتماعی چشمگیر پدیده ورزش می باشد. زمین ورزش شاید تنها مركز ثقل انسانی به شمار می رود ، همانطوریكه ورزش كردن هم روز به روز در حال توسعه می باشد (توماس ، 1988) .
تربیت بدنی و ورزش در معنای اعم را می توان یك پدیده اجتماعی خاص تلقی نمود چه گستره اجتماع را به هر تقدیر ضعیف یا قوی بهره مند میسازد و به وسیله روابط و مناسبات دوستانه و انسانی در بین اقشار مختلف اجتماعی دامن می زند. بصورت متقابل اینگونه روابط حسنه و مستحكم عامل مهمی در توسعه و اشاعه ورزش در جامعه بشمار می رود. بنابراین ، روابط اجتماعی و ورزش در هر جامعه ای بصورت دو سویه در توسعه و تحكیم یكدیگر گام برمیدارند و در جهت گیری جامعهای ، مطلوب و تحقق انسان كامل، موثرند. (رحمانی 1368)
با این حال ، در ازای چنین ذوق و شوق عمومی به نظر میرسد كه مطالعه علمی ورزش فوقالعاده به تاخیر افتاده است. این امر هم درباره ورزش صدق میكند و هم در مورد بازی. بازی مدتهای مدیدی بعنوان نوعی تفریح و سرگرمی بیهدف و بیمعنی تلقی میگردید. جامعه به چشم بدگمانی و بیاعتمادی به آن مینگریست. زیرا نوعی فعالیت و كار غیرتولیدی و بیثمر محسوب میگشته. مطالعه و بررسی برخی بازیهای گروهی یعنی بازیهایی كه تصادف و شانس در آن دخالت دارند بیش از بازیهای دیگر با موانع مذهبی برخورد كرده و میكرد، زیرا چنین تصور میشد كه بخت و اقبال تابع قوانین الهی نیست. از این رو، مطالعه علمی در این حیطه با تاخیر انجام شد و تا زمانی رسمیت خود را بازیافت كه نامهای دو موتور، پاسكال و برنولی عنوان گردید و تحقیقات پاسكال در حیطه، احتمالات صورت گرفت (هاوس و استول ، 1993)
مطالعه علمی ورزش هم با موانعی برخورد نمود كه مطالعه بازی با آن مواجه بوده است. حتی می توان گفت موانع دیگری هم برآن افزوده شده است. مسئوولان ورزشی تا مدتهای مدید به این نوع مطالعه و تحقیق روی خوش نشان نمیدادند و هدفشان قبل از هر چیزی این بود كه بعنوان مردان عمل زمین ورزش معرفی شوند. مربیان ورزش هم تا قبل از اینكه بعضی از آنان برای كمك بطرف اهل علم برگردند، سكوت برگزیدند. بعد از جنگ جهانی دوم مساله اعتلای درجه مهارت افراد، مسئوولان فنی را مجبور نمود در فكر روشهای تربیتی و مربیگری عقلانیتر باشند.
فیزیولوژیست ها اولین كسانی بودند كه توانستند به درخواست مربیان جواب مثبت بدهند. پیشرفت نسبی بیولوژی ورزشی نشانه ای از این امر است زیرا با توجه به خطرناك بودن فعالیتهای ورزشی پزشكان بسرعت در صحنههای ورزشی حضور یافتند. مشاهداتی كه پزشكان مذكور بعمل آوردند، اساس رشتهای علمی را پایهریزی كرد كه در حال حاضر میتواند توصیه های مقتضی و مناسبی را در اختیار همه اقشار جامعه قرار دهد. (سروری 1370)
در حال حاضر، مربیان ورزشی متوجه شدهاند كه متغیرهای روانشناختی بخصوص فشار روانی تاثیرات فیزیولوژیكی فراوانی برجای میگذارند. در نتیجه سعی میكنند به تجزیه و تحلیلهای شخصی دست بزنند كه مبتنی بر استنباط خودشان میباشد ولی اكثریت مربیان اعتقاد دارند كه در این زمینه متخصصین بهتر میتوانند به آنها كمك كنند. از این رو، ضرورت كارورزی و آموزش روان شناسان ورزش مشهود است. در كشورهای خارجی بخصوص در ممالكی كه علاقه دارند ورزشكاران برگزیدهای كه به مسابقات بینالمللی میفرستند و در صف اول ورزش بینالمللی قرار گیرند، خیلی وقت است كه روان شناسی ورزش ریشه گرفته و جا افتاده است. به این ترتیب رشته روان شناسی بعنوان رشتهای مستقل شناخته شده است و از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. كنگرههای جهانی و قارهای كه متخصصین نتایج تحقیقات و مطالعات روان شناسی ورزش را در آنجا ارائه میدهند، نه تنها یكی بعد از دیگری تشكیل میشود، بلكه هیات علمی مخصوص ورزش نیز در حال شكل گیری است (سروری ، 1370)
رشته روان شناسی ورزش ، در طی دهه گذشته با حجم زیادی از دانش مواجه شده است. این پیشرفت را میتوان در گسترش بنیان علمی و افزایش كاربردهای بالینی آن مشاهده كرد. هر كسی كه در مسابقات ورزشی شركت كرده است حال چه ورزشكار آخر هفته ای، چه بازیكن مسابقات دوره ای كوچك و با یك ورزشكار حرفهای، از این موضوع آگاه است كه چرا روانشناسی ورزش تا این حد برای موفقیت ورزشی مهم است (ماری برد، 1968)
به سختی میتوان موضوعی را در ارتباط با ورزش یافت كه از روان شناسی ورزش مبهم تر باشد. در حال حاضر، مربیان بزرگ و موفق علاقه مند هستند كه ورزشكاران پیروز همواره از لحاظ ذهنی آمادگی داشته و انگیزش شدیدی را نسبت به رقابت نشان دهند.
همچنین ، آنها اعتقاد دارند كه روان شناسان ورزش میتوانند نقش موثری را در ظهور آمادگی فوق داشته باشد. تحقیقاتی كه توسط اورلیك در كانادا صورت گرفته است، نیاز به روان شناسان ورزش را برملاء میسازد (كوكس ، 1987)
رشته روان شناسی ورزش در مقایسه با رشته های دیگر بسیار نوپا است، اگر چه پارهای مطالعات در پاره ورزشكاران از دهه 20 تا 60 صورت گرفت، اما این مطالعات همواره برپایه تحقیقات موردی انجام میشدند و برنامههای منظم تحقیقاتی تا حدود سال 1970 بوقوع نپیوسته بود. درهر صورت امروزه این رشته برای پژوهشگران مربیان ورزشی و ورزشكاران بصورت رشتهای هیجان انگیز و چند بعدی است. تلاش تحقیقات روانشناسی ورزش، بررسی پرسشهای مربوط به رفتار فردی در ورزش و فعالیتهای حركتی دیگر میباشد. برای مثال عوامل روانی چه تاثیری بررفتار ورزشی میگذارد؟ چگونه تجارب ورزشی بر متغیرهای روانی موثرند؟ در پاسخ به چنین سوالاتی ، روان شناسان ورزش از روش های تحقیقاتی مشابه با سایر علوم رفتاری استفاده میكنند. ایشان با دنبال نمودن مراحلی چون توصیف[1]، تببین [2]، پیش بینی [3]و بالاخره تغییر رفتار امید دارند كه نظریههایی را گسترش دهند كه موجب افزایش درك ما از رفتار فردی در ورزش و فعالیتهای حركتی گردد . از این رو، شناخت فزاینده نسبت به دیده های ورزشی یا برای كاهش و محدود كردن اثرات منفی روان شناختی و یا برای افزایش مطلوبیت مهارت های ورزشی می تواند بكار برده شود . روان شناسان ورزش به این شعار متكی هستند كه بدون پایهای بنیادی چه در ورزش علمی و چه در شناخت متداول از جنبه های تحقیقات روانشناسی ورزش، درك روشن از چگونگی بهبود رفتار ورزشی غیرممكن است (ماری برد، 1968)
روان شناسی ورزش هدفهای مختلفی دارد كه زمینه های متفاوتی را در برمی گیرد. تعریفی كه فداراسیون روان شناسی ورزش و تربیت بدنی اروپا از این رشته بعمل آورده است مشخص كننده اهداف كلی روانشناسی ورزش میباشد. به این شرح، روان شناسی ورزش دارای موضع مخصوص به خود میباشد. این دانش به مطالعه انسان وحركات او در جریان تمرینات بدنی، مسابقات ورزشی و فعالیتهای رقابتی میپردازد. روان شناسی ورزش سطوح مختلف عوامل ژنتیك، اثرات گروه برفرد و تاثیر جنبههای روانشناختی رقابتهای ورزشی در ضعیف ، قوی و پراستعدادترین فرد در تمامی زمینههای روانی حركتی میپردازد (توماس ، ریموند 1988).
در تعریف و تعیین روان شناسی ورزش میتوان آن را علمی در نظر گرفت كه قوانین روانشناسی را در موقعیتهای ورزشی بكار میبرد. اغلب این قوانین برای افزایش عملكرد ورزشی بكار برده میشوند. روانشناسان ورزش بگونهای خاص پدیده های ورزشی را ملاحظه مینمایند و آنها را در جهت باروری انسان بكار میگیرند. آنها اعتقاد دارند كه با افزایش خود كنترلی و عزت نفس میتوان زمینه را برای شكوفایی نیروهای بالقوه ورزشكاران فراهم ساخت. در نهایت، مطرح مینمائیم روانشناسی ورزش حیطهای جالب توجه است كه به جنبه های روانی – اجتماعی پدیده ورزش و افزایش عملكرد انسان معطوف میباشد (كوكس ، 1987).
بصورت دقیق میتوان پنج هدف را برای روانشناسی ورزش معرفی نمود. هدف یاوری دهنده ، پیشبینی، اكتشاف، آماده سازی بازی آموزش و مسابقه و هدف تحقیقاتی. ورزش فعالیتی است كه هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمانی مخاطره انگیز می باشد.
بنابراین، اگر پزشك نقشی در این زمینه برعهده دارد این امر در مورد روان شناسی نیز صدق میكند. هر مسابقه حاوی نوعی فشار روانی شدیدی است كه میتواند تعادل فرد را برهم زند و موجبات اختلال را فراهم سازد. آزمایشهایی كه درباره اضطراب حاصله از نزدیك شدن زمان دیدار ورزشی صورت گرفته است، مهر تائیدی بر این ادعا می زند. از این رو، اعمالی كه از خرافات ناشی میشوند در بین ورزشكاران و قبل از مسابقه بسیار مشهود و رایج هستند. اگر ورزش وسیلهای در ا ختیار انسان بگذارد كه ضمن تامین و تضمین پیروزی، نگرانی ورزشكار را تقلیل دهد، در این صورت ورزشكار بدنبال حركات و عواملی می رود كه به او اطمینان دهند تا نتیجه مسابقات رضایت بخش و مطلوب خواهد بود. ولی از آنجا كه ورزشكار خود را در برابر آزمایش قطعی احساس میكند، پس آنچه در اینجا مطرح می شود نوعی اضطراب است كه ما با آن سر و كار داریم. بنابراین ، به نظر بعضی افراد كه نسبت به چنین فضای روانی خاص مسابقه حساسترند، امكان دارد كه ورزش سبب بعضی اختلالات روانی گردد. بكی از وظایف روانشناسان ورزش این است تا ورزشكاری را كه تحت تاثیر چنین حالتی قرار گرفته به حالت عادی برگردانند و تعادل روانی را برایش برقرار سازند. وانگهی چنین عملی طوری توجیه میشود كه هدف آمادهسازی قهرمان است تا بتواند بیشترین موفقیت را بدست آورد. برای این منظور بهرهگیری از روشهای استراحت كامل، بسیار عادی و پیش پا افتاده است (توماس ، 1988).
بسیاری از تحقیقات اولیه روانشناسی ورزش، معطوف به تلاش در پیوند شخصیت یا ویژگی های ورزشكار با شركت او در مسابقات ورزشی بوده است. بنابراین، اكثریت تحقیقات اولیه با هدف مقایسه شخصیتهای ورزشكاران با غیر ورزشكاران طرح ریزی شده بود.
هنگامیكه ازتحقیقات متكی بر شخصیت ، روندهای معینی پدیدار نشد. روان شناسان ورزش از آن برخورد ناامید شده و به این بحث دامن زدند كه شاید روش بهتر برای درك جنبه های روان شناختی رفتار ورزشی فرد آزمون نظریه است. در طی ده 1970 روان شناسان ورزش با جستجو در نوشته های روانشناسی سعی مینمودند، نظریه هایی را از اصول بنیادی روان شناسی بیابند كه شاید در مورد مهارتهای حركتی قابلیت كاربرد داشته باشد. نمونه خوبی از این وام گیری نظریه، استفاده از نظریه تسهیل پذیری اجتماعی[4] می باشد كه پیش بینی های قابل آزمایشی را در رابطه با تاثیر حضور افراد در اكتساب مهارتهای اولیه و انجام مهارتهای بعدی فراهم می ساخت (ماری برد ، 1968) .
در عصر حاضر تحقیقات تربیتی روانشناسی ورزش فراموش نشده است. برای مثال كوبرتن، احیاء كننده بازیهای المپیك در تمرینات تربیت بدنی رقابت آمیز شاهد نوعی تاثیر تربیتی بوده است. مقایسهای كه در این باب نوشته سرشار از تائیدات كلی می باشد. وی در كتاب تعلیم و تربیت ورزشی چنین مینویسد: "بزرگترین خدمتی كه ورزش میتواند به جوانان كند این است كه آنان را از پوچی افكار و بیتفاوتی نسبت به محیط پیرامون رها میسازد. زیرا سرعت تصمیم گیری و تحلیل محیط همواره اساس حركت ورزشی محسوب می شود" (توماس ، 1988) .
در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 روانشناسان ورزش با توجه به مشكلات كاربرد نظریههایی چون تسهیلپذیری اجتماعی در ورزش، روش آزمون نظریه را كنار گذاشتند (لاندرز 1983) و شروع به طرح سوالاتی از این قبیل نمودند : " چگونه مربی باید برای افزایش فعالیتهای ورزشی دخالت نماید؟ مرور ذهنی چگونه بر اجرای مهارتها اثر میگذارد؟ در حال حاضر، بسیاری از پژوهشگران به بررسی ارتباط بین سازگاری و رهبری مربی با موفقیت تیمی توجه مینمایند. چنین نظریه پردازی برای ایجاد پایهای استوار كه از آن بتوان تغییر رفتار را در محیط ورزشی استخراج نمود، بسیار تعیین كننده است(ماری برد، 1968)
با توجه به تلاشهای طاقت فرسایی كه روان شناسان ورزش داشته اند اكثریت متخصصین براین اعتقادند كه آنها سهم قابل توجهی را در زمینه های كاربردی ورزش برجای گذاشتهاند. در این مبحث نمی توان سهم روزبرن سینگر رئیس فعلی انجمن روان شناسان ورزش را نادیده گرفت وی روان شناسان ورزش را به سه طبقه اساسی زیر تقسیم می نماید :
1- روان شناسان ورزش پژوهشگر.
2- روان شناسان ورزش آموزشگاهی .
3- روان شناسان ورزش بالینی .