در مورد مفهوم شخصیت نوع A می توانیم چهار سوال مهم را مطرح كنیم :
1- عناصر حساس الگوی رفتاری نوع A چیست؟
شواهد نشان می دهد كه بعضی از عناصر الگوی رفتاری نوع A از اهمیت بیشتری برخوردارند. اگر چه بعضی از شواهد حاكی از آن است كه عنصر اصلی فشار روانی مربوط به كنترل است، بعضی بر دست و پنچه نرم كردن با هیجانات منفی مانند خصومت و خشم تاكید دارند.
2- چگونه می توان الگوی رفتاری نوع A را سنجید؟
همانطور كه گفته شد، بررسی های اولیه در مورد احتمال ارتباط بین الگوی شخصیتی خاص و امكان بیماری قلبی توسط پزشكان متخصص قلب و برمبنای مطالعات بالینی به عمل آمده است (فریدمن و روزنمن 1974) . در واقع بخشی از مطالعات اولیه براساس مشاهدات یك خانم منشی انجام شد كه خستگی و فرسودگی بیماران در اطاق انتظار توجه او را جلب كرد. متخصصان با ادامه این بررسی دریافتند كه بسیاری از بیماران جوانی كه از اختلالات قلبی رنج میبرند، مجموعه خاصی از ویژگیهای رفتاری از جمله تلاشهای رقابت آمیز برای پیشرفت، حساسیت به فوریتهای زمانی و پرخاشگری را دارا هستند. توجه به این الگو با تنظیم روش مصاحبه سازمان یافته [1](SI) ادامه یافت تا تفاوتهای فردی در این زمینه را تخمین بزند. این مصاحبه مشتمل بر 25 سوال درباره زندگی است و به منظور شناخت رقابت، بیقراری و خصومت در شخصیت نوع A تنظیم شده است. برای مثال، از آزمودنی در مورد واكنش وی به كار كردن با یك فرد كندكار یا منتظر ماندن در صف، سوال میشود. بعلاوه این مصاحبه، سبك بیان آزمودنی را نیز با توجه به خصوصیاتی چون سرعت خواندن، درجه صدا و شدت آن اندازه میگیرد.
سپس پرسشنامهای تهیه شد تا تفاوتهای فردی در شخصیتهای نوع A را اندازه بگیرد – این پرسشنامه، پیمایش فعالیت جنكینز [2] نام گرفت (JAS). این پرسشنامه ، رقابت، میل به سرعت عمل ، سبك زندگی توام با فشار و خصومت را بررسی میكند. سپس ، افرادی كه به پرسشنامه جواب میدهند با توجه به میزان بروز الگوی رفتار از نوع A، در یك پیوستار ، نمره داده می شوند.
گلاس و همكاران او در این پرسشنامه اصلاحاتی به وجود آوردند و برای صراحت بخشیدن به ارتباط بین شخصیت نوع A و فشار روانی در بروز بیماریهای قلبی، آن را در مورد دانشجویان دانشگاه به كار بردند. در واقع، بررسی رفتار در آزمایشگاه و در محیط طبیعی نشان داد كه افرادی كه در این پرسشنامه نمره بالایی می گیرند، تلاش بیشتری برای پیشرفت نشان میدهند، اهمیت وقت را بیشتر درك می كنند و پرخاشگری بیشتری از خود نشان می دهند تا افرادی كه نمره پائینی دریافت میكنند. بعلاوه گروه اول كوشش به مراتب بیشتری برای اعمال نظارت بر محیط نشان می دهند وعدم قابلیت كنترل را انكار میكنند. برای مثال ، افراد نوع A، در مقایسه با افرادی كه در این پرسشنامه نمره پائینی میگیرند به این ترتیب عمل میكنند:
1- وقتی محدودیت زمانی تعیین نشود ، بیشتر تلاش می كنند.
2- امتیازات تحصیلی بیشتری بدست می آورند.
3- هدفهای تحصیلی بالاتری انتخاب میكنند.
4- تا سر حد توان كار می كنند.
5- اظهار خستگی كمتری میكنند.
6- نادیده گرفتن زمانی به اندازه یك دقیقه را وقت تلف كردن میكنند.
7- اگر چه ضرورتاً پرخاشگر نیستند، وقتی خشمگین یا ناكام شوند، با خصومت بیشتری واكنش نشان میدهند.
8- در مقابل فشار روانی برانگیخته می شوند.
9- اگر در موقعیت غیرقابل كنترل، نشانه هایی كه حاكی از فقدان كنترل است برجسته باشد و نتوان آنها را انكار كرد، درماندگی آموخته شده بیشتری نشان میدهند.
همانطور كه اشاره شد الگوی رفتاری نوع A را میتوان به وسیله SI (مصاحبه سازمان یافته) و JAS (پیمایش فعالیت جنكینز) بسنجیم معمولاً شواهدی مبنی بر برتری SI بر JAS وجود دارد زیرا SI ارتباط بیشتری را با متغیرهای پیشبینی نشان میدهد.
3- آیا همه رفتارهای نوع A بدون رفتارهای جانشینی آنها نامناسبند؟
افراد نوع A میتوانند پیشرفت قابل ملاحظه ای در تحصیل و زندگی حرفهای داشته باشند. اگر این پیشرفتها مطلوب به حساب آیند، ممكن است افراد بی خیال و آرام (در نوع B) قدرت سازگاری زیادی نداشته باشند.
4- آیا می توان رفتار نوع A را تغییر داد؟
شواهد نشان می دهد كه می توان بدون از بین بردن بعضی از ابعاد مثبت این الگوی رفتاری، تغییراتی در آن بوجود آورد. فریدمن یكی از اولین متخصصان قلب است كه این الگو را شناسایی كرد. وی برنامههای منظمی برای كاهش جنبه های فشارزای الگوی رفتاری نوع A به وجود آورده است. در مطالعه افرادی كه قبلاً حمله قلبی داشتند. معلوم شد، آنهایی كه برنامه مشاوره داشته اند نصف آنهایی كه این برنامه را نداشتند، دچار حمله قلبی مجدد شوند. در مطالعه دیگری كه دانشجویان رشته مدیریت ارتش در دانشكده جنگ آمریكا در آن شركت داشتند برنامه آموزشی توانست جنبههای زیانآور الگوی رفتاری نوع A (مثل خصومت و تعجیل) را كاهش دهد بدون اینكه بركیفیت رهبری نظامی آنها تاثیر سوء داشته باشد.
انواع روشهای درمانی :
روان شناسان برای تغییر الگوی رفتار نوع A به B بعنوان روشی برای پیشگیری از بروز اختلافات روان – تنی تكنیكهای متنوعی بكار بردهاند : از جمله روانكاوی ، شناخت درمانی ، آموزش ابراز وجود خود، رفتار درمانی ، رنگ درمانی و ...
1- روانكاوی :
در واقع نوعی درمان شخصیت است. هدف روانكاروی اینست كه شخص را نسبت به تعارضهای ناهشیار و مكانیسمهای دفاعی كه برای كنترل اضطراب به كار میبرد آگاه كند، هنگامیكه ترسها و انگیزههای ناهشیار خود را بشناسیم به طرز معقولتر و واقعبینانهتری با آنها روبرو می شویم.
از روانكاوی انتظار میرود كه تا حدود زیادی سازگاری و انعطاف پذیری خود را افزایش دهد و موانعی را كه بر سر راه استفاده حداكثر از امكانات وجود دارد از بین ببرد (پاترس 1966)
جهت درمان روانكاوی آنست كه به بیمار كمك شود تا شیوه تفكر خود را درباره شخصیت اصلاح كند و به علل نهایی رفتار خود پی ببرد ارتباط ناراحتیهای جسمانی و روانی را دریابد. بیمار باید با روانكاوی به تجزیه و تحلیل رفتار خود پی ببرد. و چهره حقیقی خویش را تشخیص دهد. (شفیع آبادی و ناصری 1368)
2- شناخت درمانی :
عوامل شناختی یعنی انتظارها و اندیشههای آدمی در تعیین رفتار و میانجیگری در تغییر رفتار نقش و اهمیت دارند فكرهایی كه درباره وضع و موقعیت معینی داریم تاثیر آشكاری بر پاسخهای هیجانی ما به آن موقعیت میگذارد.
شناخت درمانی به بیمار یاد میدهد كه چگونه از خطاهای شناخت رهایی یافته و به شناخت درست ، اندیشه درست، به رفتار و برخورد درست و احوال سالم دست یابد. خطاهای شناخت به قدری مهم و بازدارنده است كه اساس تمام مشكلات و مسائل را تشكیل میدهد و مانع اثر كلیه راهحلهاست.
در درمان بیماریهای روان – تنی نیز به كارگیری اصول شناخت درمانی بسیار مفید و موثر است. زیرا فرد بیمار با آگاهی از نوع بیماری و علل بوجود آورنده آن و آشنایی با روشهای صحیح مقابله با مشكلات و شناخت راههای اصولی برخورد با هیجانات و استرسهای زندگی، آسانتر میتواند به روند زندگی ادامه دهد.
3- آموزش ابراز وجود خود :
آموزش ابراز وجود تكنیكی است كه برای رفع اضطرابهای حاصل از روابط اجتماعی متقابل افراد به كار برده میشود درمانگر مراجع را وا میدارد تا براساس این فرض احساس و عمل كند كه او انسان است و حقوقی دارد از جمله حق دارد خودش باشد و آزادانه تا جایی كه به حقوق دیگران لطمه نزند احساسات خود را بیان نماید (شفیع آبادی و ناصری)
این تكنیك در درمان عدم كفایت بین فردی و ارتباط اجتماعی شایستهترین درمان است و به خصوص در رفتار درمانی گروهی مورد مصرف خوبی دارد.
استفاده از این روش بهنگام مواجهه با موقعیتهای استرسزا و هیجان آور باعث می شود تا فشار كمتری به فرد وارد شود و در نتیجه تاثیر بر روی جسم فرد نگذارد و او را دچار اختلال جسمی – روانی نكند.
4- رفتار درمانی :
رفتار درمانی كاربرد اصول تجربی یادگیری برای تغییر رفتار ناسازگار و نامطلوب است.
مشاور یا درمانگر مراجع را یاری میدهد تا شیوههای موثرتر رفتار و نحوه سازش با مشكلاتش را یاد بگیرد. (شفیع آبادی و ناصری)
یكی از شیوههای رفتار درمانی كه برای درمان اختلالات سایكوسوماتیك پیشنهاد شده بیوفیدبك یا پسخوراند است كه از این روش حدود قابل ملاحظهای از عملكرد فیزیولوژیكی انسان كه شامل سریع و بطئی كردن آرامش بخشیدن به فعالیتهای فشار خون یا تورم معده است كاهش پیدا میكند.
5- رنگ درمانی :
اخیراً تحقیقات علمی گستردهای توسط انستیتوی محیط زیست سالم "در ساراسوتا" روی اثرات رنگها برزندگی انسانها و حیوانات انجام گرفته است.
دكتر كادیولی در تحقیق خود اظهار داشت كه رنگ قرمز متابولیسم بدن را بهبود بخشیده و تحریك می كند برعكس رنگ بنفش متابولیسم را كند میكند و باعث تحریك طحال می شود.
دكتر اوت در سال 1957 در یك تحقیق گسترده در آمریكا اثر رنگها را بر غدد سرطانی مطالعه كرد وی همچنین رابطه بین مشكلات تحصیلی كودكان و تششعات طولانی را كه آنها در برابر تلویزیون تحمل میكنند مطرح كرد.
سه دانشمند روسی به نامهای لازاروف، اسكولوف ودانتزیك این فرضیه را مورد تائید قرار داده و در جریان یك كنگره در واشنگتن گفتند « اگر پوست انسان برای مدتی طولانی از تشعشات خورشید محروم باشد اشكالاتی در رابطه با تعادل فیزیولوژیك بدن وجود خواهد آمد نتیجهای كه از این كمبود حاصل میشود، اختلال عصبی، كمبود ویتامینها، و ضعف در سیستم دفاعی بدن انسان است.
6- خواص درمانی رنگ زرد :
رنگ زرد سیستم اعصاب مركزی ، انرژی گوارشی و نیروی عضلات را تحریك میكند این رنگ مكمل، از مخلوط برابر رنگ سرخ و سبز بوجود میآید و به همین دلیل اثرات نیروبخش و درمان كننده دارد. اثرات مفید رنگ زرد به ویژه در رابطه با معالجات رودهای و اعمال گوارشی آشكارتر است رنگ زرد تولید عصاره گوارشی را به شكل محسوسی افزایش می دهد (ترشحات معدی و صفراوی) همچنین از رنگ سبز و آبی در جهت آرامبخشی و رفع زخم معده و اكثر بیماریها استفاده میكنند.
درمان از دیدگاه
پرفسوردیوید جنكینز (مدیر مركز هماهنگی سازمان جهانی بهداشت و بخش پزشكی دانشگاه تگزاس در زمینه سلامت و عوامل اجتماعی – روانی ) :
در جهت بهبود و درمان تیپ A اگر چه مشكل است ولی به نظر می رسد كه بتوانیم از رویارویی خود با عوامل و وقایعی كه استرس و فشارهای سخت روانی به وجود می آورند، و حتی از رویارویی با عكسالعملهای مربوط به الگوی رفتاری تیپ A و با خصومت و ستیزه جویی اجتناب كنیم و یا تغییر جهت دهیم . شاید آسانتر آن است كه تلاش كنیم نگرشی نوین به جهان بیندازیم و شرایط زندگی خود را حلاجی كنیم و آنرا به سمتی سوق دهیم كه كمتر دچار دردسر شویم و احساساتمان كمتر خدشه دار گردد.
بالاخره برخی روشهای واسطه ای و تكنیكهای آرام بخش وجود دارد كه با توسل به آنها میتوانیم جسم و روحمان را در آرامش قرار دهیم و با خود در صلح و صفا بسر بریم و پاسخها و عكسالعملهای بدنمان را نسبت به آنچه كه احساس و تجربه می كنیم تغییر جهت دهیم.
[1]- Structured Interview