مقدمه :
تمام جریانات یادگیری بدون توجه به این كه در چه طبقهای قرار دارند شامل دریافت اطلاعات ، نگهداری آنها برای مدت طولانی و در نهایت بازخوانی آنها خواهد بود، همه یادگیریها نشانی از حافظه دارند. اگر ما تجربههایمان را به كلی فراموش میكردیم نمیتوانستیم چیزی یاد بگیریم چه در این صورت زندگی ما متشكل از تجربههای گذرایی می شد كه هیچگونه پیوندی بین آنها وجود نداشت و حتی از عهده یك مكالمه ساده هم برنمیآمدیم. برای ایجاد ارتباط با دیگران شما باید اندیشههایی را كه میخواهید بیان كنید و همچنین مطلبی را كه چند لحظه پیش شنیدهاید به یاد بیاورید. بدون یاری حافظه، شما حتی نمیتوانید درباره خودتان اندیشه كنید زیرا همین مفهوم «خود»، مستلزم نوعی احساس پیوستگی است كه تنها حافظه میتواند برای شما فراهم كند خلاصه اینكه هر وقت به انسان میاندیشیم باید نقش اساسی حافظه را مورد توجه قرار دهیم.
حافظه شامل آندسته از فعالیتهایی است كه به صورت حفظ، یادآوری، تشخیص و انجام آنچه در گذشته آموخته شده است ظاهر میگردد، بعضی حافظه را از اشكال یادگیری میدانند، دستهای آنرا نتیجه و دلیل یادگیری فرض میكنند، پارهای از روانشناسان حافظه را فعالیتی میدانند كه در عین ارتباط با یادگیری جدا از آن نیست.
به نظر ایندسته، فرد ابتدا باید چیزی را یاد بگیرد آنگاه آنرا حفظ كند و در موقع معین بخاطر آورد و بالاخره تشخیص دهد كه این امر را در گذشته آموخته است كه حافظه را از یادگیری جدایی نیست و از جهتی عین یادگیری میباشد. خصوصیت عمده حافظه ، حفظ و نگهداری، است یادآوری و تشخیص و اجرا كه از آثار و نتایج حفظ می باشند. آنچه درباره یادگیری گفته می شود در مورد حفظ نیز قابل بحث می باشد روی همین اصل نمیتوان این دو جنبه از فعالیت ذهن را جدا از هم فرض نمود. چنانچه در مورد یادگیری بیان نمودیم ثرندایك و پیروان او یادگیری را نتیجه ارتباطات عصبی می دانند و اصل تمرین و تكرار را پایه و اساس این جریان قرار میدهند، بعضی از روانشناسان حفظ را نیز نتیجه برقراری ارتباطات عصبی فرض می كنند و تحقق آنرا نتیجه تمرین و تكرار میدانند به نظر این عده یادگیری و حفظ یك جریان است همانطور كه دیدیم تمرین و تكرار شرط اساسی یادگیری نیست ممكن است امری را یكمرتبه انجام داد یا مطالعه كرد و آنرا یاد گرفت و بدون تكرار و تمرین بعد از زمانی طولانی آنرا بخاطر آورد و دوباره انجام داد. با اینكه در جریان حفظ و یادگیری دستگاه عصبی دخالت كامل دارند و وقتی پوشش مغزی دچار لطمه و آسیب شود عمل یادگیری و حفظ را مختل می سازد معذلك نمی توان تغییرات عصبی را پایه و اساس حفظ و یادگیری قرار داد.
آندسته از روانشناسان كه پایه و اساس یادیگری را تداعی معانی یا برقراری عكس العمل مشروط میدانند حفظ را نیز نتیجه همین جریان فرض میكنند به نظر ایندسته از روانشناسان مشابهت و مجاورت، اساس حفظ را تشكیل میدهند.
یادآوری و تشخیص نیز در اثر تداعی واحد بودن اداره یا از طریق ایجاد تداعیهای متعدد و با دخالت اراده انجام می شود. پیروان گشتالت عقیده دارند وقتی در جریان یادگیری، كل موقعیت و كل موضوع مورد توجه شخص یادگیرنده باشد جریان یادگیری و حفظ به نحو كامل انجام میشود، چنانكه عوامل موثر در یادگیری در جریان حفظ و یادآوری نیز تاثیر دارند یعنی آنچه سبب یادگیری می شود در حفظ و یادآوری نیز تاثیر دارد و این دو جریان از هم جدا نیستند.
انواع حافظه :
Garret مؤلف كتاب روان شناسی عمومی دو نوع حافظه را مورد بحث قرار میدهد:
1) حافظه زبانی Verbal كه حفظ و یادآوری نامها، تاریخها و مانند اینها را انجام دهد.
2) حافظه عضلانی یا عملی كه طرز كار و روش انجام امری را كه در گذشته فرد آموخته است حفظ مینماید مثلاً طرز ماشین نویسی، رانندگی، شنا كه فرد در گذشته آموخته و بعد از مدتی فاصله كه دوباره انجام میدهد، در هر دو مورد فرد عكسالعملهائی را كه در گذشته آموخته است دوباره به وجود میآورد.
Sperling مولف كتاب روانشناسی ساده شده آنچه را كه مربوط به طرز كار و روش انجام امری است به عادت ارتباط میدهد و حفظ و یادآوری اینگونه امور را نتیجه تشكیل عادت تلقی میكند به نظر او كار حافظه كسب و حفظ كلمات، علامتها و تجربیاتی است كه فرد از روی آگاهی تحصیل مینماید. خلاصه او امور زبانی را به حافظه نسبت میدهد و امور غیرزبانی را به حافظه نسبت میدهد و امور غیرزبانی را مربوط به عادت میداند امور زبانی مثل بیان امری كه در گذشته رخ داده است از امور غیرزبانی یا از مهارتهای بدنی جدا نیست چنانچه شهادت درباره امری مستلزم سخن گفتن یا نوشتن است، به همین طریق امور و فعالیتهای غیرزبانی مثل رانندگی و ماشیننویسی از فعالیتهای زبانی كه غالباً به صورت درك مفاهیم و بیان آنها نیز ظاهر میگردد مجزا نیست.
عادت شامل اعمال قابل مشاهده مثل لباس پوشیدن، رانندگی، ماشین نویسی و اعمال غیرقابل مشاهده از قبیل با خود صحبت كردن در موقع مطالعه و انجام اعمال اصلی حساب در ذهن نیز میشود.
وجوه تمایز حافظه :
روانشناسان دو تمایز اساسی را در مورد حافظه مفید میدانند. تمایز اول مربوط به مراحل حافظه است كه عبارتند از :رمزگردانی ، اندوزش ، و بازیابی . تمایز دوم مربوط به وجود دو نوع حافظه است : حافظه كوتاه مدت و حافظه دراز مدت .
مراحل مختلف حافظه :
حواس از قبیل چشم و گوش و دیگر حواس مانند بویایی و چشایی و لامسه اطلاعات دریافت شده را پس از فعل و انفعالات لازم از طریق سیستم عصبی را به مغز انتقال میدهند این اطلاعات در مغز به نحو مناسبی تجزیه شده و در حافظه بایگانی میشوند، تحقیقات روانشناسی امكان وجود سه مرحله مختلف را در جریان حافظه برآورد كردهاند كه عبارتند از :
1-حافظه از طریق حواس پنجگانه2- مرحله كوتاه مدت حافظه و مرحله دراز مدت حافظه.
اطلاعات روانشناسی از مراحل حافظه بطور نسبی قابل درك میباشند و به نظر میرسد كه محفوظات ما در قسمتهای مختلف مغز پخش شده است. چنین استنباط میگردد كه اطلاعات كسب شده از طریق حواس با هر دقت نظر كه وصول شده باشد و در هر ردهبندی كه بدست آمده باشد ممكن است در مغز به طرق مختلف تجزیه شوند به عنوان مثال در حالیكه مشغول رانندگی به محل كار خود هستیم و همینطور به اخبار رادیو گوش میدهیم میزان كیفیت و كمیت بایگانی مطالب در حافظه ها بستگی به درجه دقت و توجه و دریافت ما دارد كه به دقت زیاد، متوسط، كم ، ضعیف و در حد پایین تقسیم میشود مثلاً اگر جاده صاف و كم ترافیك باشد ممكن است با دقت كامل به هر نكتهای گوش كنیم و درك كاملی از مطلب نیز داشته باشیم و از طرف دیگر ناهمواری جاده باعث خواهد شد كه مطلب به طور سطحی درك شود و خلاصه متوجه شویم كه مثلاً بحث میان یك زن و مرد به زبان انگلیسی بوده است.
حال اجازه دهید مراحل حافظه را در حد دقیقتری مورد بررسی قرار دهیم:
ما از طریق حواس، تحریكات عصبی را در كوتاهترین مدت زمان به مغز انتقال میدهیم در حالیكه سیستم مغزی قادر است مطلب را در حافظه طوری بایگانی كند كه قابل دوباره بخاطر آوردن و استفاده باشد، زمانی یك شماره تلفن 7 رقمی را برای مدت بسیار كوتاهی میبینیم اما در بخشی از سیستم عصبی طوری بایگانی میشود كه حداقل میتوانیم پس از نگاهی اجمالی شماره را صحیح بگیریم لیكن بعضی اوقات برای استفاده دوباره، شماره فراموش شده است و نیاز به نگاه مجدد میباشد، انسان بنا به نیاز و علاقه میتواند شماره را به نحوی به ذهن بسپارد كه مدت طولانیتری قابل بخاطرآوردن باشد در مثال تلفن مراحل مختلف حافظه را كه استفاده از حواس (دیدن شماره) و استفاده كوتاه مدت یا حافظه كوتاه مدت (استفاده یكبار از شماره2 و مرحله درازمدت (قدرت بخاطر آوردن شماره در آینده) میباشد مشخص میشود اما نمیتوانیم تصور كنیم كه دركه مغز قسمتهای مختلفی برای مراحل مختلف یادگیری و حافظه وجود دارد بسیار نزدیك و مربوط به هم میباشند. در اینجا ممكن است گمراه كننده باشد اگر تصور كنیم كه شاید یك مسیر مستقیم جهت مراحل مختلف چندگانه یادگیری وجود دارد تا اطلاعات پس از گذشتن از حواس به حافظه كوتاه مدت و سپس به حافظه درازمدت یا با دوام سپرده شوند آنچه مسلم است محتوای محفوظات مداوم غالباً از محفوظات كوتاه مدت به دست میآید اما نكته مهم اینجاست كه آنچه را قبلاً در قسمت محفوظات دائمی یا طولانی مغز بایگانی كردهایم ممكن است و شاید به طور حتم بر نحوه چگونگی استخراج اطلاعات بخش محفوظات موقتی مغز تاثیر مستقیم داشته باشد و همچنین بر نحوه سازماندهی مطلب استخراج شده از قسمت حافظه موقتی برای ایجاد محفوظات مداوم مفید و موثر باشد شاید بهتر باشد كه بگوییم سه مرحله مختلف حافظه در خصوصیات و عملكرد متفاوتند ولی همه از یك سیستم واحد حافظه در مغز میباشند. عملكرد سه مرحله مختلف حافظه صرفاً از بعد زمانی متفاوت است، یعنی میتوان تفاوت عملكرد را پس از چند ثانیه، چند دقیقه، یكروز و یا چند سال در بخاطر آوردن دوباره مطلبی ارزیابی كند، برای درك بهتر مطلب به این مثال توجه كنید: فرض كنید یك روز صبح به دانشجویی به نام «سیمین احمدی» معرفی میشوید همان روز بعدازظهر دوباره او را میبینید و چیزی در این مایه به او میگویید: «اگر اشتباه نكنم شما خانم سیمین احمدی هستید ما امروز صبح با هم آشنا شدیم.» واضح است كه شما نام او را به یاد آوردهاید. حال ببنیم دقیقاً چه كرده اید؟
این موفقیت كوچك حافظه شما را میتوان به سه مرحله تقسیم كرد: نخست اینكه وقتی شما به آن شخص معرفی شدید نام سیمین احمدی را به طریقی به حافظه خود سپردید این مرحله رمزگردانی است در این مرحله شما یك پدیده فیزیكی (امواج صوت) را كه با نام گفتاری آن دانشجو مطابقت دارد به نوعی رمز مورد پذیرش حافظه برگردا ندید و آن رمز را به حافظه سپردید، دوم اینكه این نام را در فاصله زمانی بین دو دیدار یاداندوزی یا ذخیره كردید این مرحله اندوزش نامیده میشود و سوم اینكه در زمان دیدار بعدی آن نام را از حافظه بازیافتید كه این مرحله بازیابی نام دارد. حافظه ممكن است در هر یك از این سه مرحله خطا كند. اگر شما اسم این دانشجو را در دیدار دوم فراموش میكردید این خطا احتمال داشت ناشی از وقوع خطا در هر یك از مراحل رمزگردانی، اندوزش ، یا بازیابی باشد. پژوهشهای جاری درباره حافظه با این هدف انجام میگیرند كه عملیات مربوط به هر یك از این مراحل را در موقعیتهای مختلف مشخص كنند و تعیین نمایند كه چگونه ممكن است در هر یك از این عملیات اشكالی پیش بیاید و به خطای حافظه منجر گردد.