انواع حافظه :
آیا سه مرحله حافظه یعنی سپردن به حافظه ، نگهداری در حافظه و فراخوانی از حافظه در همه موقعیتهایی كه حافظه در كار است یكسان عمل می كنند؟ پژوهشها نشان می دهند كه چنین نیست، به نظر می رسد در موقعیتهایی كه اندوزش مطالب برای چند ثانیه مطرح است در مقایسه با موقعیتهایی كه مستلزم نگهداری مطالب برای مدت طولانی ( از چند دقیقه تا چندین سال ) است نوع حافظه فرق می كند گفته می شود كه موقعیتهای نخست با حافظه كوتاه مدت و موقعیتهای دوم با حافظه دراز مدت سرو كار دارند .
حافظه عملی یا كوتاه مدت (فعال ) :
همه ما نیازمندیم تا اطلاعاتی را كه برای مدتی كوتاه برایمان مهم و مورد احتیاج است بخاطر بیاوریم مثلاً اگر ما در حال رانندگی هستیم باید بدانیم به كجا می رویم و یا اگر از یك مغازه مشغول خریدن نوشابه هستیم باید مقدار پولی را كه داده ایم بدانیم تا در موقع دریافت باقیمانده به صحت آن مطمئن شویم . در یادگیری این قبیل اطلاعات نیازی نیست كه ساعتها یا روزهای بعد آنها را بخاطر بیاوریم اما به هر حال یادگیری لحظه ای و آنی برای ما حیاتی است به این نوع اطلاعات حافظه عملی یا حافظه كوتاه مدت می گویند،حتی در مواردی كه باید اطلاعات بخصوصی را تنها برای چند ثانیه بخاطر بسپارید و این اطلاعات شكل فعالی دارند باز هم حافظه شامل سه مرحله رمز گردانی، اندوزش و بازیابی می باشد .گنجایش مغز فرد برای یادگیری این قبیل اطلاعات در هر لحظه بسیار محدود بوده و به سادگی سنگینی و تورم این قبیل محفوظات احساس می شود پس مشخصه مهم حافظه كوتاه مدت گنجایش بسیار محدود آن می باشد . زمانی كه گنجایش تكمیل می شود اطلاعات قبلی از آن خارج می گردند تا اطلاعات تازه وارد شوند به این پدیده جانشینی اطلاعات گویند .
میلر نشان داد كه افراد حداكثر می توانند در لحظه اعداد 6 تا 7 رقمی را به خاطر بسپارند برای نشان دادن این مسئله
می توانیم سلسله اعدادی را با تعداد ارقام متفاوت به افراد نشان دهیم مشاهده خواهیم كرد كه وقتی اعداد از 7 رقمی تجاوز كند عده زیادی از بخاطر آوردن اعداد عاجز خواهند بود مگر آن كه از یك سیستم علامتگذاری یا رده بندی كه برای خودشان با معنی است استفاده نمایند برای مثال هنگام حفظ یك شماره تلفن 7 رقمی ممكن است برای آسان شدن مطالب به نحوی در ذهنمان تقسیم بندی لازم را به وجود آوریم و یا فرضا" 3 رقم اول را با ارقامی كه قبلا" فرا گرفته ایم مرتبط سازیم مسئله آسان و قابل یادگیری باشد در اینجا لازم است بگوئیم كه توانسته ایم ظرفیت یادگیری حسی و كوتاه مدت را در مغز از طریق استفاده از اطلاعات بایگانی شده در قسمت حافظه دراز مدت را بالا ببریم. همانطور كه می دانید اطلاعات جمع آوری شده در قسمت حافظه موقتی به سرعت با رسیدن اطلاعات جدید فراموش شدنی می باشند برای مثال اگر برای اولین بار شماره تلفنی را نگاه كنیم و سپس برای گرفتن شماره به طرف تلفن برویم و همزمان شخصی چندین بار وقت را از ما بپرسد شماره را فراموش می كنیم برای رفع این نقیصه و تمام محفوظات عملی و حسی لازم است مثلا"در مورد تلفن شماره را تكرار كنیم و به طور كلی برای دوام بیشتر این قبیل محفوظات توجه بیشتری به آن مبذول داریم مثلا" تمرین برای تداوم محفوظات سطحی مفید و موثر می باشد از اختصاصات دیگر حافظه ی حسی و كوتاه مدت در اختیار بودن آنی و فوری آن است و شباهت زیادی به حافظه عملی دارد تنها نقطه ضعف این شكل از حافظه محدودیت ظرفیت آن می باشد.
حافظه كوتاه مدت وتفكر: پژوهشگران معتقدند كه حافظه كوتاه مدت ممكن است نقش مهمی در تفكر هوشیار و تفكرات روزانه ما درباره افراد داشته باشد وقتی ما آگاهانه سرگرم حل مساله ای هستیم ظاهرا"برای این كار از همان استعدادی بهره میگیریم كه در اندوزش فهرست اعداد نیز در كار است.
حافظه دراز مدت:
حافظه دراز مدت شامل اطلاعاتی است كه به مدت زمانهای مختلف از چند دقیقه تا سراسر عمر، در حافظه نگهداری می شوند.در این نوع حافظه هم سه مرحله رمزگردانی ، اندوزش،و بازیابی وجود دارد كه نحوه عمل این سه مرحله با سه مرحله حافظه كوتاه مدت تفاوت دارد البته لازم به تذكر است كه حافظه دراز مدت علاوه بر این كه از ظرفیت نا محدودی برخوردار است محدودیت زمانی نامعینی نیز دارد تا كنون دیده نشده است كه فردی یادگیری را به دلیل تكمیل ظرفیت مغزی خویش متوقف كرده باشد دیده می شود كه افراد مسن می توانند خاطرات بسیار قدیمی خود را بخاطر بیاورند با اینكه هزاران مسئله و تجربه را بعد از آن آموخته اند خود ما گاهی اوقات از اینكه توانسته ایم مطلبی را بخاطر بیاوریم متعجب می شویم گاهی اوقات محركهای بسیار كوچك و جزئی باعث خواهد شد كه مطلبی را بخاطر بیاوریم كه خود تصور كرده ایم سالها پیش آنرا فراموش كرده ایم ، اغلب اوقات بشر از ظرفیت عظیم مغز در فراگیری متعجب شده و به حیرت فرو می رود. در معالجات روانكاوی و خوابهای مصنوعی گاهی اوقات بیمار مسائلی مربوط به زمانهای گذشته را با چنان ریزه كاری به خاطر می آورد كه حتی تصورش هم بسیار مشكل می باشد آنچه را كه می توان برای حافظه های دراز مدت نسبت به فراگیریهای موقتی نام برد مشكل بخاطر آوردن این یادگیریها در مدت زمان كوتاه است . بهترین راهی كه برای سادگی در امر یادآوری پیشنهاد می شود یكی نحوه سازماندهی اطلاعات در مغز به وسیله فرد است و دیگری مرتبط كردن این اطلاعات با تجربیات گذشته در قسمت حافظه دراز مدت است .
همانطوری كه قبلا"متذكر شدیم حافظه طولانی محدود بوده و در لحظه نمی تواند بیش از یك عدد 7 رقمی را بخاطر بیاورد لیكن حافظه طولانی علاوه بر ظرفیت نامحدود ازدرجه و سرعت زیاد برخوردار است در طی 4 تا 5 ثانیه می تواند یك مطلب جدید را در خود نگاه دارد ، مدت زمانی كه لازم است تا بتوانیم شماره تلفن 7 رقمی را در مركز محفوظات دائمی بفرستیم در حدود سی ثانیه پیش بینی شده است به زبان دیگر لازم است مطلب برای مدت 30 ثانیه در حافظه موقتی نگهداری شود قبل از آنكه به حافظه طولانی انتقال یابد .
تجربه سازماندهی و بخاطر آوردن:
مسئله به همین جا ختم نمی شود بلكه راه های زیادی برای غلبه به این قبیل محدودیتهای یادگیری وجود دارد، در این جا لازم است به اهمیت چگونگی تجزیه اطلاعات كسب شده برای یادگیری واقف باشیم . قبلا" اشاره شد كه گر چه شماره تلفن ممكن است 7 رقمی باشد اما اگر 5 رقم اول آن برای ذهن شما آشنا باشد این ارقام تنها به صورت یك رقم در ذهن ثبت می شود ما می توانیم محدودیتهای حافظه را از طریق تجزیه اطلاعات در مغز و تبدیل آنها به قسمتهای كوچكتر و علامت گذاری شخصی ترمیم و سپس به بخش حافظه دراز مدت بفرستیم .
كودكی كه هجی كردن را می آموزد تك تك حروف را در حافظه كوتاه مدت نگهداشته و هر پنج ثانیه یكبار یك حرف را در قسمت محفوظات دائمی ثبت می كند. نوجوان برای آموزش لغات یك زبان بیگانه تك تك كلمات را در حافظه كوتاه مدت نگهداشته و كوشش می كند طی مدت پنج ثانیه كلمات را در حافظه كوتاه مدت نگهدارد. بزرگسال با تجربه ای كه می تواند مطلبی را با سرعت 200 كلمه در دقیقه بخواند به جای تك تك كلمات معنی مطلب را در حافظه كوتاه مدت خود نگه می دارد نه لغات را به تفكیك و فقط لب مطلب و جان كلام را به قسمت حافظه دراز مدت می سپارد . حجم اطلاعات و قسمتهایی كه می تواند در قسمت حافظه كوتاه مدت و دراز مدت جذب و نگهداری شود ، اگر فرد نظیر مطلب مورد یادگیری را به عنوان اصولی كاملا" درك شده در مغز داشته باشد مطلب تازه راحتتر و زودتر قابل تطبیق و نگهداری هم در حافظه كوتاه مدت و هم در حافظه دراز می باشد تا اینكه مجبور باشد ابتدا به ساكن هر ریزه كاری را در حافظه نگهداری نماید . میزان و چگونگی تجزیه و سازماندهی اطلاعات راهگشایی است برای دوباره به خاطر آوردن آنها از حافظه دراز مدت .هر چه اطلاعات جدید به طور موثرتری با اطلاعات گذشته همبسته شده باشند آسانتر به خاطر آورده می شوند ، مطلبی را كه ما هیچ آشنایی ذهنی با آن نداریم هم باید به طور كامل یاد بگیریم و هم در صورت لزوم به طور كامل بخاطر بیاوریم .
شواهد مربوط به دو نوع حافظه :
در بحث از مراحل حافظه كوتاه مدت و حافظه دراز مدت به تفاوتهایی بین این دو نوع بر می خوریم : نخست آنكه مرحله رمز گردانی در حافظه كوتاه مدت به رمز صوتی ( دست كم در موقعیتهایی كه مرور ذهنی ضرورت پیدا می كند ) و در حافظه دراز مدت بر رمز معنایی تكیه دارد ، دوم اینكه گنجایش انباره حافظه كوتاه مدت به 2+7 قطعه محدود می شود در حالیكه گنجایش حافظه دراز مدت عملا" نا محدود به نظر می رسد بازیابی از حافظه كوتاه مدت كم و بیش عاری از خطاست ( اگر مطلبی در حافظه باشد قابل دسترسی است ) در حالیكه بازیابی از حافظه دراز مدت همراه با خطاست و منبع عمده فراموشی محسوب می شود بنابراین شواهد حاكی از آن است كه این دو انباره حافظه از لحاط سه مرحله، یعنی رمز گردانی ، اندوزش و بازیابی تفاوتهایی با هم دارند . مطالعات بالینی كه درباره آسیب مغزی صورت گرفته دومین منبع شواهد ما در زمینه وجود دو نوع حافظه است، اشخاصی كه دچار (confcussion ) می شوند یا سرشان شدیدا" آسیب می بیند اغلب نشانه یا دزدودگی پس گستر در آنها ظاهر می شود به این معنا كه آنها نمی توانند رویدادهایی را كه اندكی پیش از آسیب اتفاق افتاده اند بخاطر آورند هر چند كه ممكن است حافظه آنها برای رویدادهای پیشتر سالم مانده باشد .در این جا این سوال پیش می آید كه چرا آسیب مغزی چنین آثار وخیمی بر خاطرات تازه تر دارد ولی هیچگونه اثری بر خاطرات پیشتر ندارد؟ پاسخ به این سوال ظاهرا" این است كه آسیب مغزی تنها بر حافظه كوتاه مدت اثر می گذارد نه بر حافظه دراز مدت . بنابراین واقعیتهای بالینی مربوط به یا دزدودگی پس گستر موید وجود دو نوع حافظه است . یا دزدودگی پیش گستر حالت بیمارگون دیگری از حافظه است كه در مطالعات بالینی گزارش شده است مثلا" این یا دزدودگی در بیمارانی دیده می شود كه برای رهایی از حملات صرع تحت عمل جراحی قرار گرفته اند و بخشی از هیپوكامپ ( ناحیه ای در عمق قطعه هایی گیجگاهی مغز ) آنها برداشته شده است به نظر می رسد كه از یادگیری مطالب جدید عاجزند آنها در یادآوری مهارتها و اطلاعاتی كه پیش از عمل جراحی یاد گرفته اند هیچ اشكالی ندارند و بنابراین توانایی آنها برای بازیابی اطلاعات از حافظه دراز مدت لطمه ای ندیده است علاوه بر آن این بیماران می توانند چند ماده كلامی را نیز حفظ كنند به شرط آنكه به طور مستمر آنها را در ذهن خود مرور كنند بنابراین حافظه كوتاه مدت آنها نیز فعال به نظر می رسد، پس مشكل چیست؟ باید گفت كه مشكل آنها رمزگردانی اطلاعات جدید در حافظه دراز مدت است ، این یافته نیز نشان می دهد كه حافظه كوتاه مدت و حافظه دراز مدت دو نظام جداگانه هستند .
حافظه سازا:
از میان اصولی كه تنها در مورد به خاطر سپردن مطالب پیچیده معنا دار كاربرد و مهمترین آنها این است كه حافظه می تواند ساز باشد به عبارتی وقتی یك جمله یا داستانی را می شنویم اغلب آنرا توصیف ناقصی از یك رویداد میدانیم ودوست داریم توصیف كاملتری از این رویداد بسازیم این كار را با افزودن فكرهایی به این جمله ها و داستانها انجام دهیم . فكرهایی كه احتمالا" از خود این جمله ها و داستانها نیز استنباط می شود بنابراین یاد اندوخته ما چیزی فراتر از اطلاعات اصلی در بردارد ما اطلاعات شخصی را با استفاده از اطلاعات عمومی خود درباره اینكه چه چیزهایی همراه هم می آیند تكمیل می كنیم و این نشان دهنده این است كه حافظه سازا می باشد البته این سازائی حافظه ( ساختن) مستلزم افزودن استنباطهای ساده به مطلب ارائه شده یا همخوان سازی مطالب با تصورهای قالبی و انواع دیگری از طرحواره ها است .
حافظه حسی :
حافظه حسی نخستین مرحله خبرپردازی است گنجایش این حافظه تقریباً نامحدود، است در این حافظه نسخه دقیقی از اطلاعات حسی ذخیره میشود اما مدت زمان این ذخیرهسازی بسیار كوتاه و از یك ثانیه تجاوز نمیكند برخی معتقدند كه هر یك از حواس ما یك حافظه حسی جداگانه دارند، بعد از آنكه محركی وارد حافظه حسی میشود اگر مورد توجه و دقت قرار گیر خبر یا اطلاعی كه معرف آن محرك است به حافظه كوتاه مدت انتقال مییابد، در حافظه حسی اطلاعات دقیقاً مطابق با محركات حسی ذخیره میشوند. كاراسپرلینگ را می توان به عنوان نمونهای واضح از بایگانی كوتاه مدت و محفوظات از طریق حواس نام برد. وی برای سنجش قدرت حافظه حسی از دستگاهی استفاده كرد تا 12 حرف را در 3 ردیف و هر ردیف 4 حرف برای لحظه ای به افراد مورد را مطالعه نشان دهد این زمان بسیار كوتاه یعنی پنجاه هزارم ثانیه بود. اسپرلینگ به دو طریق مختلف از افراد گروه خواست تا با تلاش حروف مشاهده شده را دوباره بازگو نمایند این آزمایش نشان داد كه به طور متوسط افراد توانستند فقط چهار حرف را بخاطر بیاورند. در قسمت دوم آزمایش هنگام مشاهده حروف در همان مدت كوتاه همزمان صدایی نیز پخش میشد و نشان دهنده این بود كه كدامیك از سه ردیف را باید بخاطر بیاورند به طور مثال صدای بم نشانه بخاطر آوردن ردیف بالا و صدای زیر نشانه بخاطر آوردن ردیف پایین بود تحت این شرایط افراد توانستند كه هر ردیف را به طور صحیح بخاطر بیاورند سپس اسپرلینگ نتیجه گرفت كه تمام اطلاعات در صفحه مربوط باید یكجا به افراد نشان داده شود و به زودی محو گردد و سپس با صداهای مختلف ردیفهای مختلف، نشان داده شود اسپرلینگ افراد تحت مطالعه خود را با در اختیار گذاشتن صداهای مختلف كنترل كرد تا قسمتهای دلخواه وی را یاد بگیرند لیكن در زندگی روزمره و واقعی كنترل یادگیری افراد بستگی به یادگیری قبلی و محفوظات آنها درحافظه مداوم دارد در حقیقت حافظه حسی اطلاعات كسب شده به طرق مختلف و با ایجاد محركها و انگیزه های مناسب را در حد مناسبی نگهداری می كند تا در موقع نیاز در اختیار و استفاده حافظه موقتی قرار دهد این اطلاعات به دو طریق از بین خواهد رفت اول گذشت زمان و دوم آمدن اطلاعات جدید برروی آنها به هر حال تاكنون شیوه ای تعیین نشده تا بتوانیم دوام حافظه حسی را افزایش دهیم و فقط این محفوظات و اطلاعات از طریق حافظه كوتاه مدت مورد استفاده قرار میگیرد كه نتیجه باعث یادگیری و تغییر رفتار در فرد میگردد، از نظر ترتیبی آنچه در اینجا قابل تذكر است این حقیقت است كه مسئله حافظه حسی در آموزش بزرگسالان اثر كمی خواهد داشت.
اثراتی چند بر یادگیری بزرگسالان :
آنچه در مورد نقش و مكانیزم حافظه مورد توجه قرار گرفت، عملی مداوم در كلیه مراحل عمر فرد است چه فرد در مرحله نوجوانی باشد و یا بزرگسالی. با افزایش سن قدرت یادگیری رو به نقصان می رود وقتی یك بزرگسال از حداكثر قدرت خود برای آموزش می تواند استفاده كند كه مطلب و جریان یادگیری را دوست داشته باشد و برایش قابل استفاده باشد ظرفیت و استعداد حافظه كوتاه مدت با بالا رفتن سن كم نمی شود اما آنچه مهم است در سنین 40 تا 60 سالگی به علت تراكم و بار سنگین محفوظات احتمالی آشفتگی فكری به وجود می آید در این سنین به محض وجود عامل منحرف كننده فكری و جلب توجه به عامل خارجی در هنگام یادگیری و وصول اطلاعات فراموشی به وجود خواهد آمد هر چه میزان تحصیلات كلاسیك بالاتر باشد یادگیری در دوره بزرگسالی و سالخوردگی بهتر می شود این تاثیر قریب به یقین بستگی به عوامل گوناگونی از قبیل طبیعت یادگیرنده و سیستم عقلانی وی دارد، هر چه تحصیلات فرد بیشتر باشد معلومات جدید ارتباط و وابستگی عمیق تری با اطلاعات قبلی برقرار كرده و جریان یادگیری سریعاً اتفاق می افتد، سطح تعلیم و تربیت و زمینه اجتماعی و اقتصادی فرد از عواملی به شمار می رود كه در طرز برخورد و انگیزه فرد به طرف یادگیری و بخصوص یادگیری كلاسیك و رسمی بی تاثیر نیستند.