تقطیع :
چنانگه گفتیم گنجایش حافظه كوتاه مدت محدود به 2+- 7 ماده است با این حال با استفاده از تدبیری كه تقطیع نام دارد می توان ظرفیت این حافظه را افزایش داد. تقطیع عبارت است از دسته بندی اطلاعات به واحدها یا قطعههای كمتر. برای اینكار باید از اطلاعات موجود در حافظه درازمدت استفاده كرد یعنی با توجه به آنچه قبلاً آموخته و به حافظه درازمدت سپردهایم می توانیم مقدار زیادی از اطلاعاتی را كه فراتر از حد گنجایش حافظه كوتاه مدت ما هستند دسته بندی كنیم و به یاد بسپاریم، پس باید گنجایش حافظه كوتاه مدت را به جای 2 7خبر ، 2 7 قطعه دانست.
فراموشی :
Geldard می گوید فراموشی عبارت است از : نقصان تدریجی تاثیر ذهنی امور. فراموشی به عدم توانایی مادر یادآوری اطلاعات از حافظه درازمدت اشاره دارد و به طور كلی جنبه منفی حفظ است، بسیاری از اطلاعات را كه ما فكر میكنیم فراموش كردهایم هرگز وارد حافظه درازمدت نكرده ایم (به درستی نیاموختهایم) این اطلاعات پیش از ورود به حافظه درازمدت از حافظه كوتاه مدت خارج شده اند. در پاسخ به این پرسش كه چرا ما اطلاعاتی را كه قبلاً یاد گرفتهایم فراموش میكنیم چندین نظریه مختلف وجود دارد كه جدیدترین و معتبرترین این نظریه ها نظریه مربوط به مشكلات بازیابی است كه به آن اشاره كردیم برطبق این نظریه تمام مطالب یادگرفته شده برای همیشه در حافظه دراز مدت باقی میمانند و تنها علت فراموشی، عدم امكان دسترسی ما به این اطلاعات است یعنی نشانه های بازیابی برای به یادآوری اطلاعات موردنظر یا موجود و یا كافی نیستند. پژوهشها حاكی از آن است كه در بازیابی موفقیت آمیز دو عامل دست اندر كارند: 1- سازماندهی اطلاعات در انباره حافظه 2- توجه به اینكه اطلاعات دربافتی بازیابی شود كه شبیه بافت مرحله رمزگردانی است. ارسطو فراموشی را در اثر عامل گذشت زمان می داند.
مفهوم واپس زنی یا سركوب خاطرات كه در نظریه روانكاوی شهرت یافته است به توانایی انسان در یادآوری رویدادهای ناخوشایند و یا امور وابسته به آنها اشاره می كند به این نوع فراموشی، فراموشی هیجانی گویند كه آنرا دلیل دیگر فراموشی اطلاعات از حافظه درازمدت می دانند. واپس زدن اطلاعات را نیز می توان مشكل بازیابی به حساب آورد برطبق این نظریه به دلایلی نشانه های لازم برای بازیابی خاطرات واپس زده شده در دسترس قرار ندارند، هر چیزی كه امكان دسترسی به نشانه های بازیابی را برای شخص امكان پذیرتر سازد راه یادآوری را می گشاید و موانع یادآوری خاطرات را كنار می زند. روانكاوان نیز روش تداعی آزاد (یعنی گفتن آنچه به ذهن می رسد) را به همین منظور به كار می برند و معتقدند كه ممكنست شخص در ضمن تداعی آزاد نشانه های بازیابی لازم را كه به خاطرات فراموش شده می انجامد پیدا كند.
نظریه دیگری كه درباره علت فراموشی موجود است نظریه ردیاد است برطبق این نظریه خاطرات به تدریج بر اثر گذشت زمان محو می گردند و در نتیجه ما بعد از مدتی كه از یادگیری یك مطلب سپری شد نخواهیم توانست آنرا به یادآوریم همچنین در این نظریه آمده كه خاطرات در طول زمان مرتباً تغییر شكل می دهند تا جایی كه دیگر شناسایی آنها از میان سایر خاطرات غیرممكن می گردد صاحبنظران اخیراً در رد این نظریه و توجیه علل فراموشی، مفهوم بازیابی را مطرح كردهاند، از سومین نظریه مربوط به فراموشی نظریه تداخل نام برد، برطبق این نظریه مطالب مختلفی كه ما میآموزیم در یكدیگر تداخل ایجاد می كنند و همین امر سبب فراموشی می شود یك نوع از این تداخل با اصطلاح بازداری پسگستر معرفی شده است كه در این نوع بازداری، یادگیریهای بعدی ما با یادگیریهای قبلی تداخل پیدا می كنند و سبب فراموشی مطالب قبلاً آموخته شده می شوند. تداخل نوع دوم بازداری پیش گستر نام دارد در این نوع بازداری، یادگیریهای قبلی مانع یادآوری مطالب جدیداً یادگرفته شده می شوند. برطبق نظریه بازداری، دو عامل باعث فراموشی می شوند: یكی رقابت یادگیریهای مختلف و در نتیجه مخلوط شدن مطالب یادگرفته شده با یكدیگر و دیگری یادگیری زدایی یا از یاد رفتن مطالب یاد گرفته شده در نتیجه تداخل آنها با یكدیگر است از اینرو به نظریه تداخل، نظریه دو عاملی فراموشی نیز گفته می شود.
بهداشت حافظه :
برای فراگیری ، شرایط عضوی مخصوص لازم است همچنانكه شرایط انجام هر عمل فكری و ذهنی سالم بودن سلولهای مغزی است در حافظه هم این شرط باید موجود باشد اشخاصی كه در نتیجه فلج مغزی یا سالخوردگی مبتلا به اختلال مشاعر می شوند دیگر قادر به فراگیری نیستند چنان به نظر میآید كه اولین خاطره ها از یك سالگی به بعد استقرار مییابند اما چیزی كه بیشتر باید مورد توجه قرارمیگیرد مساعد بودن بدن است كه همیشه اوقات مستعد فراگیری نیست این موضوع به اختیار خود ماست، همه كس متوجه شده اند كه وضع جسمانی انسان در كیفیت فراگیری تاثیر دارد.
بررسی آزمایشی اثر خلق بر حافظه :
اثر خلق و حالت عاطفی بر فرآیند شناختی حافظه، در قالب یك طرح آزمایشی القای خلق مورد بررسی قرار گرفت، مطابق یافته های تجربی و نظری ، فرض بر این بود كه خلق القا شده، موجب تسهیل در جذب و یادآوری اطلاعات هماهنگ با خود می شود، در این مورد 5 فرضیه طرح شد. برای آزمون فرضیه های تحقیق، یك گروه 45 نفری از دانشجویان انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایشی و یك گروه كنترل) تقسیم شدند،یافته ها مطابق با پیشبینیها و هماهنگ با پژوهشهای پیشین بود نتایج در قالب نظریه های مربوط به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.
بررسی اثرات الكتروشوك بر حافظه بیماران افسرده درون زا:
هدف از این پژوهش مطالعه اثرات الكتروشوك بر حافظه بیماران افسرده درون زا است بدین منظور عملكرد این بیماران با استفاده از مجموعه آزمونهای حافظه و نوروسایكولوژیك قبل و پس از دریافت الكتروشوك در چند مرحله و پس از دوره پیگیری 6 ما هه، ارزیابی و عملكرد گروه دیگری از بیماران افسرده درون زا كه فقط تحت درمانهای دارویی بودهاند مقایسه شد، در هر گروه تعداد 15 بیمار افسرده درون زا انتخاب و از لحاظ سن و سطح تحصیلات و سایر متغیرهای موردنظر در پژوهش همتاسازی شدند نتایج حاصل نشان داد كه تفاوت معنی داری میان نمرات حافظه قبل از الكتروشوك و كلیه مراحل پس از آن وجود دارد 1% P < . همچنین تفاوت معنی داری میان نمرات حافظه گروه غیرالكتروشوك و گروه الكتروشوك در دو مرحله قبل و پس از 6 ماه وجود دارد.لازم به ذكر است كه جهت تفاوت نمرات حافظه قبل و پس از دوره پیگردی در گروه الكتروشوك كاهنده اما در گروه غیرالكتروشوك افزاینده بوده است.
بررسی نقش كانون توجه در سوگیری حافظه بیماران افسرده :
براساس نظریه تكرار غیرارادی خودگردان چنین فرض می شود كه افزایش توجه متمركز برخود، منجر به سوگیری منفی حافظه در افراد افسرده می شود از این رو زمانی كه از تمركز افراد افسرده برخود ممانعت بعمل آید این سوگیری در حافظه كاهش می یابد، در این پژوهش بیماران افسرده و افراد بهنجار غیرافسرده در دو حالت توجه متمركز برخود و توجه متمركز بر بیرون قرار گرفتند و سپس از آنها خواسته شد تا پنج رویدادی را كه در طی یك ماه گذشته برای آنها اتفاق افتاده است یادآوری نمایند، هماهنگ با فرضیه های مورد مطالعه نتایج نشان داد كه بیماران افسرده نسبت به افراد بهنجار و غیرافسرده در حالت توجه متمركز بر خود، رویدادهای منفی بیشتری از زندگی شخصی را به یاد می آوردند اما زمانیكه توجه این افراد را به بیرون از خود متمركز ساختیم از شدت این سوگیری منفی حافظه كاسته شد به نحوی كه تفاوت معنی داری در یادآوری رویدادهای زندگی در دو گروه مشاهده نشد.
پیگردی در حافظه كوتاه مدت (اثر تكرار و جایگاه در فهرست بر زمان واكنش ، در شرایط یا حذف مروز ذهنی ):
به منظور بررسی فرآیند پیگردی در حافظه كوتاه مدت با اندكی تعدیل در تكالیف كلاسیك استرنبرگ دو آزمایش انجام شد در این آزمایشها كه هر كدام پنج آزمودنی شركت داشتند فهرستهایی مركب از 3 تا 6 رقم به آزمودنیها ارائه می شد در آزمایش اول هیچیك از مادهها تكراری نبودند ولی در آزمایش دوم بعضی از ماده ها یك ، دو یا سه بار تكرار شده بودند برای پیشگیری از مرور ذهنی، فهرستها با سرعت بسیار زیادی ارائه شده و در بعضی از فهرستها پس از آخرین ماده فهرست، یك تكلیف اضافی (یك عدد دو رقمی) ارائه می گردید. آزمایش اول نشان داد كه در شرایط حذف ورود ذهنی، زمان واكنش تحت تاثیر تاخر قرار می گیرد و در صورت جلوگیری از تازگی آخرین ماده فهرست ، اثر تاخر ناپدید می شود در آزمایش دوم مشاهده گردید ماده های تكراری سریعتر از ماده های غیرتكراری بازیابی می شوند به علاوه اگر ماده تكراری در جایگاه آخرین فهرست قرار داشته باشد اثر تكرار به اثر تاخر افزوده می شود. نتایج آزمایشها با توجه به سه الگوی رایج پیگیردی زنجیرهای خود پایان بخش نیرومندی در رد مورد بحث قرار گرفتند، نتایج پیشنهاد می كنند كه الگوی نیرومندی رد بهتر از دو الگوی دیگر داده های این پژوهش را تبیین می كند هر چند بعضی از نتایج حاضر با هیچكدام از نظریه های مورد بحث قابل تبیین نیست.