شکست
شکست را چگونه تعریف می کنند؟ گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای! گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام. گفتند شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای. گفت نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام. گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی. گفت نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت نداشته ام. گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی. گفت نه! شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم. گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی گفت نه!

بیماری وسواس - قسمت 1

آمار بازدید :946
امتیاز :3
مشاهده جزئیات
کد مقاله :685
« وسواس در ادبیات فارسی »
کلمه وسواس در زبان فارسی بیشتر شامل مفهوم اعمال اضطراری اجباری می کردد. در حا لی که معدل این واژه در زبانهای انگلیسی و فرانسه بیشتر بر افکار و محتویات ذهنی مزاحم "ناخواسته" و غیر قابل اجتنابی که بیماران وسواسی از آنها شکایت دارند دلا لت می کند. اعمال تکراری واجبار آمیزی که غا لباً به دنبال این افکار از مریض سر می زند با عنوان اجبارها یا واکنشهای اجباری اضطراری بیان می شود مفهومی که برای آن در زبان فارسی لفظ واحدی وجود ندارد.
اصطلاح وسوسه که ذکر آن در قرآن مجید نشانۀ قدمت آن است در زبانهای عربی و فارسی نیز در اصل به نوعی اندیشه و محتوی ذهنی ناخواسته و نا مطلوب دلالت می کند.
دوران پزشکی معا صر ا صطلاح وسواس را برای توصیف جریان فکر و اندیشه پیوسته و ناخواسته که مریض قادر به خارج کردن آن از ذهن خود نیست بکار می برند. پس وسواس به معنای مرضی کلمه عبارتست از نوعی احساس اجباری برای تکرار و تعقیب افکار و اعمال که مریض خود بر بیهوده وبی معنا بودن آنها و نیز واکنش منفی اطرافیان که ممکن است جنبه ترّحم، تمسخر و در نهایت مخا لفت علنی داشته باشد آگاه است.
« تعریف وسواس »
 توصیف بیماری وسواس اجباری از تاریخ معرفی اولیه آن توسط اسکیرول در 1838 (میلادی) تاکنون تغییری نیافته است یک سیمپتوموسواس معمولا به صورت زیر تعریف میشود یک ایده فکر، تصوّر یا حرکت مکرّر یا مصّر با نوعی احساس اجبا ری و ناچاری ذهنی و علاقه به شخصیّت خود بوده ار غیر عادی و نابهنجاری بودن رفتار خود آگاه است.
راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روان پزشکان آمریکا بیماری و سواس را چنین تعریف میکند: ویژگی اصلی این بیماری  وسواسها یا اعمال ا ضطراری مکرّر می باشد وبه عنوان تجارب و احساسات ارادی تلقی نمی شود بلکه بصورت آرمانهایی جلوه میکنند که از خارج یه میزان آگاهی خود هجوم آورده باشند. و فرد خیلی می کوشداین افکار ناخواسته را سرکوب کند یا آنها را ندیده بگیرد.
« تظاهرات بالینی و طبقه بندی »
اختلال وسواسی اجباری دارای دو جنبه شناختی و رفتار است. این تقسیم بندی بر حسب نوع رفتار مسائل مفهومی جدّی بوجود می آورد که به موقع بررسی ارتباط علائم بیماری با ا ضطراب به چشم می خورد. اختلاف وسوا سی اجباری را معمولاً برحسب نوع رفتار تشریفاتی یعنی شتن یا تمیزکاری بررسی کردن شکلهای نادرتری ازقبیل تکرارکردن و منظّم نمودن طبقه بندي می کنند.
همه بیماران وسواسی اجباری علائم یا یا قرینه های درونی تری یعنی افکار تصوّرات یا تمایلات مزاحم را از خور نشان میدهند، برای نمونه این فکر که آیا در را خوب بستیم؟ ممکن است با ترس از حمله یک متجاوز جنسی به اتاق خواب همراه با شد به این ترتیب فکرهای وسواس را می توان به چند نوع تقسیم کرد.
 
1- وجود محتویات ذهنی یا شناختی مزاحم همراه با قرینه های خارجی ترس و ترس از پیامدهای فجیع .
2- وجود محتویات ذهنی مزاحم همراه با علائم خارجی ایجاد کننده ترس ( ولی بدون ترس از عواقب و حشتناک )
3- وجود محتویات ذهنی مزاحم و ترس از عواقب وحشناک ( بدون اینکه علائم با قرینه های خارجی ترس در میان باشد )
4- یک نوع فکر وسواسی که نه باقرینه های ایجاد کننده اضطراب و نه با ترس از عواقب وحشناک همراه باشد نیز از نظر تئوری امکان است ولی ما بیمارانی را که دارای این نوع افکار وسواسی باشند مشاهد نکرده ایم ودر گزارشهای دیگران هم به این قبیل بیمارانی اشاره نشده است .
میزان دقیق بروز و شیوع و سواس به آسانی قابل تعیین نمی باشد. آثار و داستانهای پراکنده حکایت از آن دارد که بیماری در حوال تاریخ وجود داشته است و بنظر میرسد که از نظر ابتداء به این بیماری بین زن و مرد فرقی وجود ندارد و هر چقدر تعداد افراد مورد معا لجه بیشتر باشد درصد زن و مرد بیما ر به یکدیگر نزدیکتر می کردد. در صد زیادی از بیماران و سوا سی گاهی تا 50% درصد مجرّد می مانند و مطا لعات اخیر حاکی از آن است که میزان بروز این بیماری در افراد طبقات با لا جامعه و اشخاص با هوش بیشتر از بقیه جمعیّت باشد.
اگرچه در موردشیوع خانوادگی این بیماری اطلاعات زیادی در دست نیست معهذا مدارک موجود حاکی از آن است که وا لدین ا فراد مبتلا به وسواس در مقایسه با مردم عادی.
وسواس بیشتر از خود نشان میدهند و حتّی وجود خصوصیاّت عادی وسواس نیز در اقوام نزدیک افراد مبتلا بیشتر است.
 « جنبه های ارثی و فامیلی رفتار وسواسی »
یکی از مشا هدات با لینی مکرّر در زمینۀ وجود خصوصیّات شخصیتی وسواس اضطراری یکی از وا لدین بیمار معمولاً ما در او می باشد. ا همیّت عامل وراثت در بیماران روان نژند زیاد نیست زیرا نسبت بروز یکسان این بیماریها در دو قلوهای یک تخمی و دو تخمی فقط 3/1 است با نسبتهای مشهود در بیماری عفونت ریه نومونیای نا شی از باکتری (7/1) وشکستگی استخوان (5/1) فرقی ندارد. از میان همه بیماران روان نژند وجود(عامل تعیین کننده ارثی در مورد بیماری وسواس بیش از همه گزارش شده است.
در مطا لعه عمیق دو جفت دو قلو یکسان که هر دو به بیماری مبتلا بودند ملاحظه شد که دو قلوها نه تنها از لحاظ نوع علائم مرضی یکسان بودند بلکه شدّت این علائم و نحوه بیشرفت بیماری نیز در آنها یکی بود همه آنها را اوائل زندگی بیمار شده بودند. بروز بیماری در آنها با تغییراتی همراه بود و گاهی علائم آن از بین رفته بود. بیماران از بیهوده و احمقانه بودن افکار مزاحم خود باخبر بودند ولی همه تفکّرات بی پایان، بازرسیهای متعدّد، ترسهای بی شمار و آثار اندکی از تغییراتی شخصیّتی واحساس فقدان واقعیّت(1) از خودشان می دادند.
« تئوری یادگیری »
وسواس بیا نگر یک محرّک شرطی نسبت به ا ضطراب است به این صورت که یک فکر و سواسی که ابتدا خنثی بوده است بد لیل همزمانی بایک محربک اضطراب انگیز غیر شرطی توانایی ایجاد ا ضطراب را پیدا میکند. به این ترتیب یک روش رفتاری جدید آموخته میشود.
افکار نگران کننده یا ناخوشایند گاهگاه به ذهن همه خطور می کند اگر حالت عاطفی یا هیجان فرد عادی باشد افکار ناراحتی زیادی ایجاد نمی کند و خود بخود از بین می روند ولی چناچه فرد دچار اختلال عاطفی بیشتر ار نوع افسردگی همراه بوده با اضطراب باشد براثر فرایند ایجاد حسا سیت بصورت نوعی تغییر منفی در حا لت عاطفی بیشتر به صورت بی قراری و تشدید و ناراحتی ناشی از بروز افکار مزاحم احساس خواهد شد این تئوری می تواند بیانگر پایدار ماندن افکار و وسواسی و مزاحم باشد.
طرز ایجاد وسواس عملی با وسواس فکری تفاوت دارد. در وسواس عملی فرد از اتّفاق و یا تجربه متوجه می شود که بعضی از اعمال خا صی ا ضطراب ناشی از تفکر و سواسی وی را کم می کند. انجام عمل وسواس باعث کاهش اضطراب و ایجاد اضطراب و ایجاد آرامش در فکر می گردد که خود سبب تقویّت اعمال وسواسی می شود. تدریج عمل وسواس که باعث کاهش اضطراب شده بصورت یک ا لگوی رفتاری ثابت در می آید.
در ناراحتیهای وسواس بیمار معمولاً در حالت افسرگی و بر انگیختگی عاطفی شدید قرار دارد شرایط لازم برای خوگیری و از بین رفتن افکار مزاحم فراهم میشود. بعلاوه افکار مزاحم چون باعث تشدید حساسیت بیمار شده میزان واکنش او را افزایش می دهد اعمال و سواس که بیمار برای کاهش ناراحتی خود اگر چه بصورت موقّت فرامیگیرد از قبیل بازرسی مکرر و مرتّب جنبه های مختلف محیط و طب دلداری و اطمینان خاطر از دیگران تا حدی باعث تخفیف ناراحتی ناشی از افکار مزاحم میگردد. در عین حال فراوانی بروز آن افکار را بالا میبرند. ا لبته باید خاطرنشان کرد که اعمال و شعائر اجباری افراد و سواسی همیشه خاصیت تشویق زدائی ندارد بلکه ممکن است در بعضی از افراد باعث افزایش اضطراب و تشویش شود و در برخی دیگران تأثیری روی میزان اضطراب افراد نداشته باشد.
در مورد تشویش زدائی اعمال تشریفات وسواسی میتوان گفت که تماس پیدا کردن با شیئی آلوده باعث افزایش احساس تشویش و ناراحتی بیمار شده و دامنه تغییرات ضربان  قلب او را نیز افزایش خواهد داد انجام عمل تشریفاتی شستشو پس از تماس با شيئ آلوده احساس تشویش و ناراحتی ذهن را تقلیل میدهد و دامنه تغییرات ضربان قلب او را نیز افزایش می دهد.
 انجام عمل تشریفاتی شتسشو پس از تماس با شیئ آلوده احساس تشویش و ناراحتی ذهن را تقلیل میدهد و دامنه تغییرات میزان ضربان قلب او را نیز پایین می آورد.
قطع و ناتمام گذاشتن شستشوی تشریفاتی بعد از آلودگی مذکور در فرد باعث افزایش احساس تشویش و نگرانی درونی بیما ر شده و دامنه تغییرات ضربان قلب او را نیز افزایش خواهد داد تئوری مربوط به خاصیت تقلیل اضطراب توسط اعمال وسواسی ممکن است در مورد بیماران وسواسی که مشکل اصلی آنها تردید ضعف در تصمیم گیری و نیاز به بررسی مکرر اشیاء محیط است بطور کامل صدق نکند.
 « افکار مکرر وسواسی »
افکار مکرر وسواسی را میتوان به افکار تکراری مهم و غیر مقبول تعریف کرد که ممکن است ناخوشایند، شرم آور، نگران کننده یا وحشتناک باشد و این افکار اگر چه غا لباً با اعمال وسواسی اجباری همراه هستند گاهی نیز به دنبال ناراحتیهای عاطفی بروز می کند ولی افکار وسواسی مثل ترسهای مرضی محرّکهای شرطی شده ناخوشایندی هستند و بیمار را به رفتارهای اجتنابی مشابهی وادار می کنند افکار وسواسی نیز مانند ترس دارای سه جنبه می باشد پروش با احسا سات ذهنی رفتار و حرکات اجتنابی و تعییرات پسیکو فیزیولژیکی همراه با آنها معهذا بین افکار وسواسی فرق اساس و جود دارد. افکار وسواسی دارای عناصر درون زای(1) بیشتری هستند و بیشتر احتمال دارد با احساس افسردگی همراه باشند تا احساس اضطراب ونگرانی با استفاده از شباهت موجود بین افکار وسواسی محرّکهای فوبیک می توان نتیجه گرفت که برای رفع این افکار باید از همان روشهای مبارزه با فوبی استفاده شود یعنی آموختن نحوه عمل این افکار به مریض و تشویق او به ادامه رفتاری عادی خود علیرغم هجوم افکا ر نا مطلوب وسواسی این دو هدف از طریق روشهای تقلیل حسا سیت, تقلید از مدل و غرفه سازی امکان پذیر است.
اگر افکار و سواسی را بعنوان محرکهای ناخوشایند و درد ناکی تلقّی کنیم که مریض نمی تواند به آنها خو بگیرد می توان دو مفهوم راکه تحقیقات دربارۀ خو گرفتن به نشان داده در مورد آن نیز صادق بدانیم. آن دو مفهوم عبارتند از « حساسیت » و مفهوم « خو گرفتن » افکار وسواسی نیز حسا سیت همچنیت بعلت آشفتگی عاطفی فرد(افسردگی)تشدید می گردد.
تشدید حسا سیت به نوبۀ خود باعث تشدید افسردگی می شود دو حلقه معیوب از آن به ادامه افکار وسواسی کمک می نماید از نظر تئوری می توان دو حلقه معیوب را یا از طریق کا هش دادن افکار مزاحم یا از طریق حا لت عاطفی مریض در جهت عادی از بین می برد افکار نگران کننده و ناخوشایند گا هگاه به ذهن همه خطور میکند. اگر حا لت عاطفی و هیجانی فرد عادّی باش این افکار ناراحتی زیادی ایجاد نمی کندو خود بخود از بین می روند. امّا اگر فرد دچار اختلال عاطفی، شاید از نوع افسردگی همراه با بی قراری باشد بر اثر خطور افکار نگران کننده وناخوشایند بسیار نارحت خواهد شد.
احتمال این نوع نارحتی در افرادی که تربیت اولیه آنان با سختگیری همراه بوده است. بر اثر فرایند ایجاد حساسیت(1) اختلاف ناشی از این افکار آمادگی او را برای واکنش نشان دادن به این قبیل افکار بیشتر خواهد کرد. این حساسیت بصورت نوعی تغییر منفی در حالت عاطفی ( شاید افزایش قراری ) و تشدید ناراحتی ناشی از بروز افکار مزاحم احساس خواهد شد.
« عوامل پسیکودینامیک »
« عوامل پیوژنتیک » فروید سه مکانیسم دفاعی عمده را بوجود آوردن علائم و زمینه های شخصیت وسواسی شرح میدهد که عبارتند از جدا سازی ابطال و واکنش سازی .
جداسازی: این مکانیسم فرد را از انگیزه ها و عواطف اضطراب انگیز حفظ میکند در حالت عادی فردهم عاطفه و هم فکر را در خود آگا هش احساس میکند هنگامیکه جداسازی صورت میگیرد انگیزه و عاطفه همراه آن از قسمت تفکر جدا شده و از قسمت خود آگاه بیرون می رود اگر این عمل موفقیت آمیز باشد انگیزه و عاطفه مربوط به آن واپس زده میشود و بیماراز تصوری که عادی از عاطفه است آگاه می شود.
باطل کردن: اثر اعمال وسواسی تظاهرات سطحی مکانیسمهای دفاعی جدا سازی نتوانسته آنها را کنترل کند. یکی از این مکانیزمها باطل کردن است این مکانیسم نوعی اجبار است که با خاطر جلوگیری یا باطل کردن نتایجی که بیمار انتظار دارد از وسواس ایجاد می شود صورت می گیرد.
واکنش سازی: این مکانیسم بیشتر مربوط به صفات منش اشخاص وسواسی می شود تا علائم با لینی بیمار واکنش سازی به    الگوهای ظاهری رفتار و تمایلات آگاهانه شخصی مربوط می شود که در مقابل انگیزه های نهائی فرد است. این ا لگو اكثراً اغراق آمیز جلوه گرمی شود.
از خصوصیات مهم و مشخص بیماران و سواسی اشتغال فکری آنها یا کثافت و خشونت چه بصورت علائم اشکار و چه مخفی است این موضوع باعث شده است که عوامل ایجاد کننده روانی بیماران وسواسی را به اشکال در مرحله آنال سادیستیک مربوط بدانند.
پیشرفت: در روانکاری کلاسیک پیشرفته را می توان مکانیسم اصلی در ایجاد نوروز و سواسی به حساب آورد. طبق نظریه روانکاوی در اختلال تبدیل انرژی لیبیدوو دوره ادیپال جنسی واپس زده و تخلیه می شود و این انرژی به علائم جنسی تبدیل انرژی تبدیل میگردد.
در نوروز وسواسی اتفاق دیگری روی می دهد، بیمار هم مثل بینار میستریک مربوط به انگیزه دورۀ ادیپال است معهذا بیمار وسواسی بجای واپس زدن مکانیسم دیگری را برای رها شدن از اضطراب بکار می برد او به مرحلۀ ابتدائی تر توسط نقا ط تثبيتی تسهیل می شود با ترک انگيزه های مربوط به ژنیتال بیمار دیگر با تعاوضها مواجه نخواهد بود.
دوگانگی احساسی: این حا لت یکی از مشخصات مهم هر فرد عادی است که در دورۀ نشیمنگاهی دیگر آزادی برای ازپیش می آید به این معنی که نسبت به یک موضوع احساس دوگانه دارد، هم احساس محبت می کند و هم احساس تنفر که معمولاً همزمان یا به دنبال یکدیگر ظاهر می شود در برخی از موارد گا هی مشاهده میشود که بیمار و سواسی در یک زمان آگاهان نسبت به موضوعی هم احساس محبت و هم احساس تنفردارد.
تفکر سحرآمیز: از خصوصیات مهم تفکر سحر آمیز احساس قدرت داشتن است فرد احساس می کند که تفکر تنها در مورد موضوعی در دنیای خارجی به تنهائی کافی است که بدون دخالت عوامل فیزیکی سبب تحقق آن موضوع می شود. این احساس سبب آن می شود که بیمار از افکار خشونت آمیز خود در رنج باشد بطور کلی فریضه های مربوط به روانکاوی اختلال وسوا سی را به خاطر پس رفت دفاعی ساختمان روانی به قبل از ادیپال نشیمنگاهی دیگر آزادی جدا سازی و باطل کردن واکنش میداند که خود منجربه عوامل ابتدایی ایگو و سوپر ایگو می گردد این عوامل همراه با مکانیسمهای دفاعی جداسازی و با طل کردن و واکنش سازی علائم وسواسی عملی و فکری را ایجاد می کنند.
 « پاتولوژی »
هنوز ناحیه ارگانیک مشخص در مغز بیماران وسواسی مشاهده نشه است و در حال حاضر تئوریهای روانی مخصوصاً تئوری یادگیری توحیه کننده این بیماری هستند.
« توصیف بالینی »
به علت تعداد معدود مطا لعات بر روی بیماران وسواسی نمي توان به آسانی سیر طبیعی این بیماری را مشخص کرد و هر جیزی که در این مورد گفته می شود منطبق بر تعداد معدودی از بیماران است.
« شـــــــــروع »
شروع این بیماری معمولاً در زمان بلوغ و یا اندکی پس از آن است دراکثر موارد بیماری قبل از سن 15سالگی شروع میشود ولی قبل از ده سالگی هم فراوان دیده می شود در عدهّ کمی نیز علائم پس از دهۀ چهارم عمر است در رابطه با سایر بیماریهای نوروتیک افراد وسواسی در سنین پائین تری به پزشک مراجعه می کنند در عده ای از بیماران سن متوسط مراجعه برای درمان 22 سا لگی بوده است در حا لیکه برای اضطراب 3/32 سا لگی ذکر شده است در بیشتر بیماران تشدید کننده محیطی مشخص دیده می شود مثلاً مردی پس از عمل جراحی بواسیر دچار این وسواس شده بود که مبادا به علت غفلت آلودگی دیگران شود.
 علائم : برای طبقه بندی وجوه مختلف وسواس شخص با مشکل خا صی مواجه است چونکه متعدد بودن متغیر ها باعث مشکل شدن کار طبقه بندی دقیق فکر وسواسی و وسواسی عملی می شود این پدیده ها می تواند روانی یا رفتاری همچنین بصورت فکر یا انگیره پدیدار شود ممکن است مربوط به اتفاقات گذشته باشد و یا بیماری منتظر و قوع آنها در آینده باشد میتواند بصورت میل و آرزو یا حفاظت در برابر این خواستها باشد ممکن است خود را بصورت افکار عقاید ساده و یا اعمال که با ا لگوهای خاص تکرار می شود نشان دهد. ممکن است برای هر فرد عادی هم مشخص باشد و یا بصورت جریانات روانی پیچیده درآید.
« افکار وسواسی: »
ساده ترین علائم روانی بیماری وسواسی را میتوان تصویرهای ذهنی افکار و یا گمانی دانست که علیرغم میل شخصی به ذهن هجوم می آورند. روزی خانم بیست وسه سا له ای از تصویر لخت شدن خود و پدرش در حضور همدیگر که در ذهنش پدید آمد به خود لرزید از آن پس با وجود کرنش زیاد برای از بین بردن این فکر روز به روز بر شدت اشتغال ذهنی او افزوده شد تا سرانجام باعث بستری شدن او در بیمارستان گردید. مادر چهل سا له ای دچار این فکر بود که دخترش پس از ترک منزل آسیب خواهد دید، مخصوصاً ای تصور ذهنی که دخترش  خونین و در هم شکسته در کنار جوی خیابان باشد.
دانشجوی جوان رشته حقوق هنگام روشن کردن چراغ این فکر ترسناک به ذهنش رسید که پدرش خواهد مرد و برای گریز از این فکر مجبور بود کلید برق را ده بار لمس کند تا بدین گونه فکر مزاحم از فکرش خارج شود در برخی از موارد بیمار در ذهنش از این بابت احساس گناه می کند که مبادا کاری در جای انجام داده که نتیجۀ وحشتناکی به دنبال داشته یا دارد مرد جوانی از آن بابت  نکران بود پس از ترک منزل مبادا سیگار روشن را در جایی گذاشته باشد که باعث آتش سوزی و از بین رفتن خانه شود. حسابداری سی و هفت سا له نگرانیش از این بود که شاید در تا ریکی با اتومبیل خود سبب زخمی شدن یا مرگ یک عابر پیاده شود نوعی دیگری وسواس فکر وجود دارد که حالات تفکر وسواسی خوانده می شود مسئله اساسی در این مورد تفکرات مکرر دربارۀ یک موضوع یا مسئله در ذهن بیمار تکرار میشود و شخص بیچاره و در دل سعی در سنجیدن آنچه که سنجیدن نیست می کند.

نام نویسنده :سیاوش گودرزوند چگینی
تاریخ ساخت :1386/05/22 تاریخ اخرین ویرایش :1386/08/14
امتیاز شما :
ابتدای صفحه
بازگشت به شاخه های این بخش

تعداد :0

نظرات و پیشنهادات



ارسال نظر و پیشنهاد
موضوع :
نظر و پیشنهاد :
(no HTML tag)